تبليغاتX
جامعه و فرهنگ آفریقا در جهان معاصر

یکشنبه 1385/11/08

جایگاه سنت و نیاکان در فرهنگ آفریقا/سید کاظم مهرنیا

 

 

 

 

 

 

 

 

جایگاه سنت و نیاکان در

 

فرهنگ آفریقا(1)

 

                                            

نويسنده:كوامی.جي.كي(استاد فلسفه دانشگاه غنا)

 

ترجمه وتدوین: سيدكاظم مهرنيا(پژوهشگر و مدرس مسائل آفريقا و روابط بين الملل)

 

 

                                                     

مقدمه

آفريقائيان مردماني هستند كه در همه زمانها به سنت ونياكانشان علاقمندي خاصي نشان مي دهند .آنان از راههاي گوناگون با حفظ فرهنگ سنتي خود وبا برگزاري جشنها واعياد مختلف ، خاطره نياكان خودرا گرامي مي دارند وهمچنين درجستجوي عمل كردن دقيق ومطلوب به فرهنگ اجدادي خود مي باشند، باشد كه روح اجداد خودرا بدينوسيله راضي و خشنود نگه دارند.

                           

پايبندي مردم آفريقا به سنت هاي اجدادي به حدي است كه انديشمندان اروپائي قرن هيجده ونوزده ميلادي آنرا بعنوان يك كيش ومذهب بومي تلقي كرده وازآن به عنوان پرستش نياكان[2]تعبير كرده اند.

روشنفكران آفريقايي درچند دهه گذشته مجبور شدند تا مقدار زيادي از وقت وانرژي خودرا صرف توضيح اين حقيقت نمايند كه نياكان به عنوان انسانهايي كه درگذشته زيسته اند فقط مورد احترام ومايه افتخار مي باشند  وبرخلاف رب النوع هاي بشري وخداوند مورد پرسيتش قرار نمي گيرند.

                        

واقعيت اين است كه زندگي نسل هاي امروزي چيزي جز سرچشمه هايي از افكار اجتماعي پيشينيانشان نيست وهمه نهادهاي اجتماعي كه بعنوان بخشي از ازجامعه انساني در حال فعاليت وحيات هستند، ازنظر ساختاري مشابه آنچه كه درگذشته بوده مي باشند وفقط درشكل ظاهري باهم تفاوت دارند.اگرچه اجداد ونياكان نسل جديد براي ساليان سال اين دنياي خاكي را ترك گفته اند ولي آداب ورسوم وسنت هاي بنا نهاده شده توسط نياكان براي نسل جديد قابل احترام مي باشد واين استقامت وپايداري وپايبندي در پيروي از سنت ها ريشه درجاودانگي روح وجهاني بودن آن دارد كه اين موضوع هم خود ريشه دريك باور عمومي مبني بر جاودانگي يك روح كلي وحاكميت خالقي مقتدر به نام خداوند متعال دارد وهمين باور است كه نسل جديد را به نسل گذشته مرتبط مي سازد.

                    

بدون شك كساني كه مسير زندگي را يك بار پيموده اند ، تجاربي را كسب كرده اند وازآنجايي كه در زندگي مسيرهاي مشخصي وجود دارد، مسلماً تجارب وآموخته هايي كه نسل گذشته بدست آورده اند براي آيندگان ارزشمند خواهد بود، بدين جهت است كه نسل جديد ، نياكان خودرا بعنوان راهنمايان وهدايتگران  اين دنيايي خود كه مي توانند به آنها قدرت وافتخار اعطاء نمايد، قبول دارند واگرچه حتي  اين توجه  وتتبع ازنياكان درملل آفريقايي گاهي آنقدرافراطي است كه ديگران به آن پرستش تعبير ميكنند.

                        

اعتقاد نياكان آفريقايي براين باور استوار است كه نسل آنها بايد در رفاه كامل بسر برد ولذا آنان بايد به نسل جديد كمك نمايند تا آيندگان ازيك زندگي مطلوب برخوردار شوند وبراين باورند كه نسل جديد را وادار كرده اند تا براي كاميابي در زندگي وجوامع انساني از رفتار وسلوك نياكان خود بهره جويند وازتجارب ارزنده نياكان شديداً حراست وپاسداري نمايند تا ِآيندگان هم بتوانند براي كاميابي از زندگي وايجاد يك جامعه مطلوب، ازاين تجارب ارزشمند ميراث گذشتگان بهره مند شوند.

                           

ازديگر اعتقادات مردم آفريقا اين است كه روح اجداد ونياكانشان آنقدر قدرتمند است كه مي توانند كساني را كه سنت شكني مي نمايند وازآداب وسلوك اجدادي پيروي نمي كنند به سختي مجازات كنند وآنان را از زندگي محروم نمايند، اين درحالي است كه اگر كسي پايبندي به سنت ها وتبعيت از ارزشهاي فرهنگي اجدادي را درعمل نشان دهد، ارواح نياكان با حمايت  هاي خود، اورا به كاميابي وپيروزي خواهند رساند واينان همواره از يك زندگي با نشاط بهره مند خواهد شد.

                            

1-  نياكان چه كساني هستند؟

نياكان كساني هستند كه بصورت انفرادي درگذشته زندگي كرده ودودماني را پديد آورده اند كه اين دودمان با اصل ونسب واعقاب خاصي از هم قابل تمايز مي باشند، همچنين آن دسته افرادي كه درعرصه عمل موفق بوده اند وتوانسته اند فرزندان زيادي از خود به يادگار بگذارند واز رهبري معنوي شايسته اي برخوردار بوده اند وازآنان نسل هاي زيادي بجا مانده است ، از اينگونه افراد هم مي توان به نياكان ياد كرد.

اما يك دانشمند آفريقايي ملاك ارزيابي افراد انساني را درجهت كسب اين عنوان يعني نياكان، دررفعت وخوبي وارزش هاي اخلاقي [3] مي داند وازنظر او نياكان كساني هستند كه ازيك شايستگي اخلاقي خاصي برخوردار بوده وديگران آنان را بعنوان الگوي خود پذيرفته باشند.بنابراين تعبير اينطور نيست كه هر عضوي از اعضاء يك دودمان وخاندان اگر دنيارا دراثر مرگ ترك نمايد وديگران آن متوفي را بعنوان يكي از نياكان قبول داشته باشند، بلكه اگر فرد متوفي از ارزش هاي اخلاقي برجسته ودرخور شأني برخوردار باشد، اين فرد از نظر ديگران بعنوان يكي از نياكان به حساب مي آيد.

                         

بعضي از دانشمندان علوم اجتماعي دراين رابطه اظهار نظر كرده وازاين تعريف ايراد گرفته اند وآنها معتقدند كه فقط شايستگي اخلاقي فرد متوفي درحال حيات براي تعريف نياكان نمي تواند صحيح باشد، بلكه بايد معيارهاي ديگري را هم به آن اضافه كرد.اگر دردعاها ومراسم واعياد خاص از گذشتگان ياد مي كنيم ويا براي آنان قرباني مي كنيم به اين جهت است كه اين افراد دربوجود آوردن اين مراسم واعياد نقشي داشته اند.

شايد بهتر باشد اينگونه گفته شود كه نياكان به همه اعضاء درگذشته يك خاندان ويا دودمان اطلاق مي شود  كه حداقل پنجاه سال عمر داشته ودنيا را ترك گفته اند. بازماندگان آن خاندان ، اورا بعنوان بزرگ خود پذيرفته و با ديده احترام براي وي جايگاه خاصي قائل باشند.

                      

ممكن است گفته شود كه اگر فردي ازدواج كرده وفرزنداني از خود به يادگار گذاشته باشد ودرتربيت وتحصيلات فرزندان خود كاملاً موفق باشد وديگران هم از تجربه او استفاده كنند،قطعاً مي توان ازاو بعنوان بزرگ قوم ياد كرد ، ولي درمقابل اگر كسي كه ازدواج نكرده باشد، قطعاً يك چنين فردي را نمي توان بعنوان يك بزرگ قوم تلقي كرد.چراكه چنين شخصي به دليل نداشتن تجربه زندگي خانوادگي ، ضرورتاً درتوانايي اداره وهدايت يك جامعه وزندگي ناتوان خواهد بود. لذا آيندگان ازچنين شخصي بعنوان يك الگو ياد نخواهند كرد.

دربعضي از جوامع انساني افرادي هستند كه ازجايگاه اجتماعي خاصي بهره مند نيستند ودربي هويتي محض بسر مي برند واگر قرار باشد چنين افرادي هدايت وراهنمايي يك جامعه را عهده دار شوند قطعاً يك نسل گمراه و بي اصالت را تحويل جامعه خواهند داد.

پس بهتر است با مراجعه به پيشينه وگذشته دور، افرادي را كه از برجستگي خاص وازتوانايي وخلاقيت منحصر بفردي براي رهبران جامعه وجذبه و شايستگي اخلاقي برجسته اي جهت الگوشدن برخوردارند ، بعنوان نياكان تلقي نماييم.

                          

دركشور غنا قبيله اي بنام آكان [4] زندگي مي كنند كه اين قبيله نياكان خودرا به نام نانانوم [5]مي نامند.(كه مفرد آن نانا[6] كه به معني پدربزرگ ومادر بزرگ است ) ونانانوم به معني نياكاني است كه درگذشته نه چندان دور زندگي كرده اند واكنون به روح تبديل شدهاند وآنها همچنين براي اجداد خود عبارت كامل نانانوم نسامنفو[7] (جد وجده) را بكار مي برند.اما كلمه نانانوم همچنين تحت عناوين ديگري مثل رئيس  قبيله وسلطان هم مورد استفاده قرار مي گيرد.مطمئناً همه نياكان درزمان حيات خود، رئيس وسلطان نبوده اند واين نامگذاري بدان جهت است كه آن بزرگ قبيله براي هدايت زندگي آن جمع ، ازجايگاه خاص برخوردار بوده ودراين زمينه نقش خاصي را ايفاء كرده است.اما درميان اين بزرگان قبيله ، قطعاً تعدادي از رؤسا بودند كه حقيقتاً ازجايگاه واقعي رياست براي هدايت جامعه برخوردار بوده اند.ازنقطه نظر ديگر هم رؤساي قوم را نانانوم مي ناميدند كه اين روسا موفق شده بودند تا يك چهارچوبي براي زندگي اجتماعي طراحي نمايند واينكه در ابداع وساخت يك وسيله ، موفقيتي كسب كرده و به سبب اين افتخار، توجه عمومي را به خود جلب كرده بودند وبراين اساس اين خلاقيت بود كه بقيه افراد جامعه چنين عنوان را به آنها اعطاءمي كردند .پس ضرورتاً نمي توان اينطور استدلال كرد كه نياكان فقط كساني هستند كه ازيك جايگاه متعالي ازنظر ارزش هاي اخلاقي درجامعه برخوردار بودند واگر چنين فرضي را بپذيريم ، وجود رؤساي مختلف درآفريقاي معاصر كه به فساد اخلاق مشهور هستند ، اين مطلب را نقض مي كند.

پس نانا فقط يك بار معنايي اخلاقي ندارد، بلكه به معني جايگاه سياسي واجتماعي افرادي كه از خلاقيت خاص برخوردارند ، هم اطلاق مي شود.

                                 

 2-  رابطه سنت با نياكان

آنچه كه ازنسل گذشته به ما رسيده ، اغلب توجه مفرط نسل جديد به راه وروش پيشينيان است واين طرز فكر ممكن است از سنت ها سرچشمه گرفته باشد ويا شايد اين توجه مفرط به نياكان ممكن است به اين اعتبار باشد كه اين سنت ها جنبه عقلائي دارند وازكارآئي بالا براي زندگي بشر امروزي واز پويائي منحصر بفردي برخوردارند.

                      

به هرحال از اينجاست كه رابطه سنت ونياكان مشخص مي شود كه نياكان بعنوان منبع اصلي سنت ها بشمار مي روند.بنابراين وقتي كسي از نياكان سخن بميان مي آورد، آنچه كه دراولين بار به ذهن متبادر مي شود ، موضوع سنت است وسنت چيزي است كه نياكان آنرا پايه ريزي كرده اند ويا در بوجود آوردن بخشي ازآن سهيم بوده اند.

سنت چيزي جز محصولات وتوليدات فرهنگي نمي تواند باشد كه اين محصولات يا خلق وابداع شده اند ويا دراثر اصرار وپايبندي نياكان، به نسل جديد رسيده است.

                           

گرچه فرهنگ معلول جامعه است ونه افراد ويا فرد، حتي اگرچه ممكن است اين صحيح باشد كه گفته شود كه بعضي ازآثار هنري محصول افراد يا فرد خاصي است  مثل آنچه كه درموسيقي ويا اشكال رقص مطرح است، ولي دراثر تلاش فردي است كه اين هنرها شكل مي گيرد ودراثر مرور زمان توسط افراد ديگر تكامل پيدا مي كند.ولي اكنون آن افراد براي زمان طولاني اين دنيا را ترك گفته اند  ، پس چه كسي مي توانست درخلال زمان طولاني اين آثار هنري را سرپرستي وهدايت كند. پس اگر اين هنرها متكي به افراد خاص بود، لذا بايد با ازبين رفتن اين افراد هنرمند، هنرهاي ابداع شده آنان هم محو ونابود مي شد، ولي چنين نشده است .ازآن رو گفته مي شود كه فرهنگ معلول جامعه است وجامعه سير تحولي وتكاملي اين ابداعات را تكميل و حفظ كرده است وميراث فرهنگي درنتيجه توالي نسل ها شكل گرفته است.

                          

اگر گفته مي شود كه جشن واعياد نياكان، يك ميراث فرهنگي بشري است، اين بدان جهت است كه نياكان بوجود آورنده اصلي اين ميراث بشمار مي روند ونياكان را هم نبايد درتعداد معدودي از افراد اجتماعي محدود كرد.

بنابراين فرهنگ را بايد محصول اجتماع بدانيم كه درنتيجه تلاش گذشتگان بوجود آمده است، گذشتگان ونياكان هم ، همه افراد نسلهاي گذشته – بجز افرادي كه درسنين كودكي يا درآغاز جواني مرده اند – را شامل مي شود، نه فقط تعداد معدودي از افراد جامعه كه زندگي پرهيزكارانه [8] داشته اند.پس اين نتيجه حاصل مي شود كه همه افراد يك جامعه دربوجود آوردن يك اثر هنري سهيم بوده اند.

                      

آفريقائيان مثل همه ملل ديگر ، براي سنت هايشان ارزش زيادي قائل اند وبه همين جهت است كه آنان به هيچ وجه ودرهيچ شرائطي حاضر نيستند كه سنت هاي خودرا با ارزش هاي ديگر معامله ويا معاوضه نمايند.اين توجه بيش از حد آفريقائيان به سنت هاي خود وبهاء بسيار سنگيني كه اين ملت براي ارزش هاي فرهنگي خود درطول زمان پرداخته اند، سبب شده تا انديشمندان از اينگونه جوامع به جوامع سنتي تعبير كنند و درجوامع سنتي است كه افراد همان احترامي كه براي نياكان خود قائل اند براي سنت ها وباورهاي خود هم همان قداست واحترام را باور دارند.

                         

البته شكي نيست كه نسل آينده ممكن است باتوجه به اهداف ونيازهاي هر عصري ارزشهاي ديگري را جايگزين سنت هاي اكتسابي ازنسل گذشته نمايند ولي درمقابل زماني هم فرا خواهد رسيد كه بعضي از توصيه هاي ارزشمند اين گونه جوامع سنتي مورد توجه همگان واقع خواهد شد كه ازآن جمله ، سنت مهمان نوازي آفريقائيان ، سنت انسان گرايي و نوع دوستي وسنت برادري مي باشد كه نسل آينده را به خود جلب خواهد كرد.

                        

البته اين بدان معني نيست كه ارزش هاي فرهنگي كه سبب توسعه سنت ها شده اند ، نمي  توانند براي نسل بعدي باتوجه به ديدگاه هايشان واهداف وموقعيت زماني كه درآن واقع شده اند ، ارزشمند نباشند، بلكه باور عمومي براين اصل استوار است كه مردم آفريقا ازعمق فكري برخوردار نبوده اند ونسل جديد هم در پاي بندي به سنت ها جديت چنداني را ازخود بروز نمي دهند، اما دائره وسعت سنت هاي فرهنگي به ارث رسيده از اجداد گذشته بتدريج درحال محدودشدن مي باشد.

                        

نتيجه منطقي اين جريان اين است كه بايد ميراث فرهنگي تحجري درآينده مورد پالايش واصلاح قرار گيرد ودرغير اين صورت بعضي از اين ميراث فرهنگي كه با فهم اجتماعي روز همگوني ندارند ، قطعاً ازبين رفتن خواهد رفت.بعنوان مثال به اصل پرستش نياكان مي توان اشاره كرد كه در فرهنگ آفريقائيان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده وهمين اصل مشكلاتي را براي نسل جديد بوجود آورده است  وبايد درآينده دراين زمينه تجديد نظر شود.چراكه توجه افراطي به آداب ، رسوم وآئين نياكان سبب شده تا بسياري از مردمان آفريقا به يك نارضايتي عمومي هدايت شوند وبسياري ديگر ازآنچه كه درگذشته به آن استناد مي شد، مبني بر اينكه اين چيزي است كه نياكان ما گفته اند[9] ويا اين چيزي است كه نياكان ما انجام داده اند [10] بيزاري جويند.در نتيجه اين بيزاري است كه افراد جامعه به يك بي هويتي فرهنگي وسردرگمي اجتماعي گرفتار شده اند.لذا براي رهائي از اين سردرگمي ،به نسل جديد توصيه مي شود كه تاريخ گذشتگان خودرا به دقت مطالعه نمايند وبا مطالعه تاريخ وگذشته اجداد خود به اين نتيجه خواهند رسيد كه اجداد ملل آفريقايي تحت عناوين سنت هاي نياكاني چه ضربه بزرگي را بر پيكر جوامع آفريقايي زده اند وسنت هاي خرافي مانع اصلي رشد وعامل اصلي عقب ماندگي جوامع آفريقايي بوده است.

                     

 

3-  ميراث اجدادي

ميراث اجدادي ابعاد مختلفي را شامل مي شود كه ازمهمترين اين ميراث ، ضرب المثل ها وتمثيل ها به حساب مي آيد.اگر به چهارچوب تمثيل هاي سنتي آفريقايي خوب دقت شود اين حقيقت آشكار مي شود كه هيچكدام از اين تمثيل ها ، پيروي كوركورانه را به آيندگان تجويز نمي كند.اين تمثيل ها خود دليل گويايي است كه نياكان تغييير، تحول ودگرگوني در سنت ها را براي فرزندانشان واخلاقشان پذيرفته اند.

                        

اگر درضرب المثل آفريقايي كه منتسب به قبيله اي مشهور دركشور غنا، بنام آكان است ، خوب دقت شود، اين انعطاف پذيري وپذيرش تجديد نظر طلبي كاملاً درآن مشهود است .ضرب المثل اين است : « روزگار يكجور نمي ماند .[11]

دراين ضرب المثل روزگار مفهوم عامي است كه نسل ، تاريخ وحوادث وهمه جريانات واتفاقات را شامل مي شود .يعني نياكان واجداد پذيرفته اند كه با تحول زمان ، علائق وخواسته هاي هر نسل هم تغيير مي كند ونسل هاي آنان هم طبيعتاً درنتيجه اين تغييرات متحول خواهند شد.سپس نياكان واجداد، پويايي وتكامل را براي فرزندان خود وآيندگان با بيان اين ضرب المثل تجويز كرده اند.

                    

همچنين ضرب المثل ديگري توسط همان قبيله فوق الذكر مورد استفاده قرار گرفته كه مهفوم آن اين است : دنيا محل فرار است نه محل قرار واصل ضرب المثل چنين است : آرامگاه نياكان ما خود دليل براين است كه ما مهم مدت زيادي دردنيا نخواهيم ماند.[12]

تفسير اين تمثيل اين است همانطوريكه ما براي مدت زمان محدودي در روي زمين زندگي مي كنيم ، پس سنت هاي اجدادي هم براي مدت زمان محدودي از كارآرائي برخوردارند وبه عبارت ديگر اين سنت ها زمان مصرف محدودي دارند.

                         

اگر به دو ضرب المثل فوق خوب نگريسته شود، اين نتيجه حاصل مي شود كه روش ها وسنت هاي اجدادي نيازي به پيروي كوركورانه وتعصبي ندارند.درتكميل مطالب فوق ، ضرب المثل جالب ديگري وجود دارد كه منتسب به همان قبيله مي باشد  واين مفهوم را در بردارد:

اگر يك پيشينه تاريخي وفرهنگي وقتي احتياج به ارزيابي وبازنگري پيدا كند، بايد بي درنگ اين كار انجام شود تا باشد كه جلوي انحراف گرفته شود.

                      

اصل ضرب المثل اين است : غم ورنج زائيده انحراف وكجي مي باشد وشخصي مي تواند براين رنج فائق آيد كه اين اصل را بداند.[13]

پس اين ضرب المثل مي خواهد بگويد كه غم ورنجي كه ملت هاي آفريقايي درحال حاضر با آن دست به گريبان هستند درنتيجه پيروي كوركورانه آنان از فرهنگ اجدادي خودشان مي باشد كه اين سنت ها درطول ساليان سال دچار انحراف گرديده است.

                       

ازكاركردهاي ضرب المثل اين است كه مفاهيم بلند را به اختصار بيان كند و دراين ضرب المثل ازنسل جديد خواسته شده تا به ميراث فرهنگي اجداد خود نظري دقيق بيافكنند وبحرانهايي را كه اين ميراث سنتي در حال حاضر براي نسل جديد بوجود آورده مورد ارزيابي مجدد قرار دهد وسپس با پالايش دقيق سنت ها اقدام به حذف كجي ها ، انحرافات وناهنجاري ها از چهره زشت ميراث گذشته بنمايد، باشد كه اين راه وروش ورفتار گذشتگان همچنان بعنوان يك منبع ومرجع اصلي مورد توجه نسل آينده قرار گيرد.

                        

اگر سنت هاي آفريقايي روزي بخواهد مورد ارزيابي وتجديد نظر قرار گيرد، ضرورتاً اولين موردي كه بايد مورد ارزشيابي جدي وهمه جانبه قرار گيرد، موضوع سنت اجدادي ونياكاني مي باشد.

                             

نتيجه گيري و سخن آخر

همه انسانها در هر زماني به پيشينه فرهنگي خود افتخارمي كنند وبه اجداد ونياكان خود توجه خاصي دارند وفرزندان آنان با به نمايش گذاشتن پيروزيها وموفقيت هاي نياكان خود از آنان به قداست ياد خواهند كرد.همچنين ، آنان روزهاي مخصوصي را براي يادبود نياكان تعيين خواهند كرد وفرزندان خودرا با نام نياكان خود نامگذاري مي كنند تا باشد كه به هرشكلي كه ممكن است نام وياد نياكان واجداد خودرا گرامي دارند.

                        

به هرحال در آفريقا بخشي از اعياد وجشن ها وفعاليت هاي مشابه ، به جهت اعتقادي است كه مردم آفريقا به نياكان خود دارند آنان معتقدند كه اجدادشان قادرند هميشه ودرهمه حال به آنان در زمينه مسائل مختلف كمك نمايند وآنان هم براي زندگي كردن به نياكان خود نيازمندند وازاين نظر ، توجه مردم آفريقا نسبت به نياكان با ملل ديگر متفاوت است و اين ملت يك ديدگاه افراطي نسبت به نياكان خود دارند.

                         

بخشي  ازمشكلات مردم آفريقا ريشه در اين باور غلط دارد كه روح نياكان توانايي آن را دارد كه كساني را كه سنت شكني مي كنند دردنيا به شدت مجازات كند وآناني كه پاي بندي به سنت ها را ازخود بروز مي دهند ، شديداً مورد حمايت قرار دهد.اين فكر درطول ساليان متمادي درعمق روح وفكر اين مردم ريشه دوانيده است.

                        

پس چاره كار اين است كه بايد با اين گونه افكار خرافي به شدت مبارزه كرد وحذف اينگونه افكار به رشد وترقي اين ملت ها كمك بزرگي خواهد كرد.

پس بهترين هديه اي كه نسل جديد مي تواند به نياكان خود اهداء نمايد اين است كه موجبات رنجش وآزرده شدن روح آنان را فراهم نكند.

                                                    
                                           
پی نوشت ها و یادداشت ها

 

1-Ancestorship and Tradition

2-Ancestor worship

3-Moral Paragone

4-Akan

5-Nananom

6-Nana

7-nananom nsamanofo

8-Virtuous lives

9-This is what the ancestors said

10-This is what the ancestors did

11-Times chang

12-The resting place of  the ancients(I,e,ancestors)we no longer rest there

13-A person cutting a path does not know that the part that has been cleared behind him is crooked

 

                     +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ 

                                  استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است.با تشکر.مهرنیا

                           ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 _______________________________________________

ایمیل های شخصی نگارنده:                            

 

kmehrnia@yahoo.com                  kmehrnia@gmail.com

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سید کاظم مهرنیا در 20:30 |  لینک ثابت   •