سه شنبه 1386/10/18
رویکرد فرهنگی قبیله سیدامو در اتیوپی/مهرنیا
رويكرد فرهنگي مردم قبيله « سيدامو» در
اتيوپي

سید کاظم مهرنیا: محقق ومدرس روابط بین الملل و مسائل آفریقا
مقدمه :
اين مقاله عنوانش :« رويكرد فرهنگي مردم قبيله سيدامو در اتيوپي نسبت به انسان و جامعه » مي باشد، نگارنده در نظر دارد تا به بررسي آداب و رسوم و باورهاي اين قبيله « آنيميست » بپردازد، چرا كه مردم اين قبيله اعتقاد دارند خداوند خالق همه انسانها و همه اشياء در اين عالم است ولي به
واسطه هايي مادي كه بعضاً منشاء اثر هستند هم معتقدند.

قبيله « سيدامو» در 275 كيلومتري جنوب آديس آبابا در امتداد دره « ريفت » (rift) كه در كنار ساحل درياچه اي به همين نام و چشمه هاي پرآب گسترده شده است، ساكن هستند.
« آواسا» مركز حقيقي مردم «سيدامو» مي باشد و اين گروه به 45 دسته اقليت تقسيم مي شوند.

قبل از ورود به شهر بايد از رودخانه كوچكي گذشت كه بوسيله قبيله « آمهارا»، «تيكور- وها» (tequr wuha) يا « آب سياه» ناميده مي شود ودليل اين نام گذاري رنگ خاص آب اين رودخانه است . اين رودخانه مرز بين قبائل « ارسي» (arsi) و « سيدامو » مي باشد. در محدوده بين اين دو رودخانه و رودخانه « لگدارا»(lagdarra) در يكصد كيلومتري جنوب و در مساحت 50 كيلومتر مربع بيش از 3 ميليون « سيدامو» در حال گذران زندگي هستند.

در اولين نگاه « سيداموها» مشابه بقيه مردم ، منزوي و يا بهتر بگوييم مستقل به نظر مي رسند. در باور آنها خداوند خالق همه كس و همه چيز است. محيط زندگي آنها آكنده از ارواح خوب و بد است، اما بدهائي كه كاملاً بد نيستند و به واسطه قرباني مي توان آنها را تبديل به خوب كرد.
اين ارواح در مكاني نه چندان دورتر از خداوند زندگي مي كنند.« سيدامو ها» اعتقاد دارند كه اجداد و نياكانشان كه ساليان پيش در اثر مرگ جسماني مرده اند ، همچنان به حيات روحي خود ادامه مي دهند و اين مرده ها از طريق قدرت روحاني با قبيله خود در ارتباط هستند و اين قدرت «آيانا» (ayana) ناميده مي شود و مردگان و زندگان را همچون مردمي واحد در كنار يكديگر حفظ
مي نمايد.
« سيدامو ها»داراي طوائف مشخصي هستند و از طبقات اجتماعي غير قابل تغييري برخوردارند.
در حال حاضر همه چيز به سرعت در حال تغيير است و آنچه « سيدامو ها » را براي قرون متمادي مردمي متحد و مستقل معرفي مي كرد، رو به اضمحلال مي باشد.
اين گروه در گذشته توسط آقاي « سرولي » (ceruli) كه گرامر زبان «سيدامو ها » را مورد نگارش قرار داده بود، بررسي شده بودند و اين امر مربوط به زماني است كه آنها در « بالي » (bali) ساكن بوده اند.
لازم به ذكر است كه « سيدامو ها » قبل از قرن پانزدهم ميلادي در منطقه « بالي » زندگي
مي كردند و توسط اقوام عرب و سوماليائي احاطه شده بودند، اين اقوام به دليل نوشيدن الكل (علي رغم جويدن «چت » (chat)كه در بين اعراب مذكور رائج بود) طرد شدند و توسط فردي به نام « گالا» (galla) مجبور به ترك منطقه و اسكان در منطقه كنوني شدند.
«سيداموها» خود نيز دانش عميقي در مورد تاريخ زندگي شان ندارند. آنها فقط مي دانند كه قبل از آمدن به اين منطقه در « بالي » بوده اند، جائي كه هم اكنون نيز رودخانه «وبي – شبيله »(weebi-shebli) وجود دارد وبه دليل حضور تاريخي، آنها توسط سوماليائي ها « وبي – سيدامو » (weebi- sidamo) نيز ناميده مي شوند.
« سيداموها» شخصي به نام احمد ابن ابراهيم (1543-1506 ميلادي ) را به ياد مي آورند كه منطقه
« بالي» و مناطق جنوب اتيوپي را به تصرف خود در آورد و دين اسلام را در منطقه ترويج داد.
شايان ذكر است كه بعد از مرگ احمد ابن ابراهيم ،«سيدامو ها » به روش قبلي زندگي خويش بازگشتند.
![]()
1- طوائف و طبقات در فرهنگ « سيدامو»:
مفهوم يك انسان (فرد) در فرهنگ « سيدامو» چيست ؟
اين سئوالي بسيار مهم است ، چرا كه كليد فهم جنبه هاي اجتماعي و فردي اين قبيله را براي ما فراهم مي كند.
"... هنگامي كه فرزند پسري در اين قبيله به دنيا مي آيد، فرياد معمول « ايلي –ايلي » (illi-illi) چهار بار به گوش مي رسد كه دليل آن اظهار شادي از تولد كودك پسر است . چرا كه عضو جديدي به قبيله اضافه شده است ، اين پسر نه تنها عضو قبیله ،بلکه عضوي از طايفه و عضوي از طبقه خود است. براي اقوام پدري اين كودك ، تولد وي به معني بقاء و دوام آنها و پايان ناپذيري انسان مي باشد." [i]
در فرهنگ « سيداموها» طبقه اجتماعي و طايفه هر فرد، همواره ثابت مي ماند. زيرا هر پسر
« سيدامو» مي تواند فقط با دختري از طبقه خود ازدواج كند. حتي حكومت سوسياليستي 16 ساله
« هايله ماريام » در اتيوپي هم نتوانست اين قوانين را تغيير دهد و هنوز نيز پسري از يك خانواده اشرافي تنها مي تواند با دختري از طبقه خود ازدواج نمايد.
طبقات اشرافي با عناوين « يمه – ريكو»(yemericco) و «ولا – ويكو» (wolw- wicco) شناخته مي شوند.
"...«يمه – ريكو» از رهبري ريشه مي گيرند كه گروهي از « سيداموها» را از منطقه «بالي » به محل كنوني آورد. او فردي پاك و خالص محسوب مي شد وداراي «آنگا» (anga)- دست – به معني اقتدار بود و نسل وي نيز همانند وي پاك و طاهر تلقي مي شوند. »[ii]
"... «ولو- ويكو» يا مردمان آزاد مثل « آكاكو»(Akako) – اجداد- هستند كه ريشه زير قبيله اي يك گروه از قبيله را بوجود آوردند كه مردماني داراي مالكیت و قدرت كشت و كار مي باشند. ساير مردم جزء صنعتگران بوده و طبقات پائين تري مثل « تونتو»(tunto) – آهنگران - ، « هواسيو» (howaccio) – دباغان – و «آديسيو» (adiccio) – كوزه گران – را تشكيل مي دهند.»[iii]
در ضمن درميان اين مردم طبقات پائين تر، بردگاني نيز ديده مي شوند كه عموماً اسراي جنگ هاي قبلي ، گروه هاي كوچكي از مردمي كه به عنوان « ولا- ويسو»(wolawicco) پذيرفته شده اند و گروه هاي اشرافي غير « سيدامو» و اشخاصي غير وابسته به قبائل خاص مي باشند.
تاكنون مشكلات خاصي در ميان طبقات به وجود نيامده است. فقط در چند مورد پسري از يك خانواده اشرافي با دختري از طبقه پائين تر قصد ازدواج داشته كه منجر به شكست شده است ، آنها توسط دوستان و اقربا طرد شده اند و شگفت آنكه معلوم نيست آنها در كجا با هم زندگي
مي كنند.
حقوق طبيعي انسان هنوز توسط « سيداموها» شناخته نشده است ، آنها علائم خاصي كه نشان دهنده طبقه شان باشد براي خود ندارند و تفاوت ها تنها در زمان گردهم آيي هاي قبيله اي ، در طي مراسم قرباني و به ويژه در هنگام ازدواج مشاهده مي شود.

2- آئين ازدواج در قبيله « سيداموها»
« ازدواج در قبيله مذكور بيشتر يك مسئله شخصي است تا يك امر عمومي ، يعني يك مرد جوان وقتي دختري را بر مي گزيند به سو روش مي تواند به وي دست يابد:

الف ) خواستگاري :
در اين روش پسر به همراه پدرش به خواستگاري دختر مي رود. پدر وي از پدر دختر
مي پرسد كه آيا او آزاد است و يا در قيد نامزدي مردي قرار دارد؟ اگر وي آزاد باشد ،آنها در مورد شرائط گرفتن دختر ، قسمت و وقت مناسب وارد بحث مي شوند، يك «سيدامو» هيچگاه خواستگاري يك مرد صالح را رد نمي كند، اين مراحل ممكن است زمان زيادي را بطلبد اما در گذشته بهترين و درست ترين روش براي ازدواج محسوب مي شد.

ب ) عشق :
اين روش كه بسيار متداول است ، هم سريع مي باشد و هم خطر دزديده شدن دختر توسط ديگري را از ميان مي برد.
"... دو جوان ( پسر و دختر بالغ ) به طور پنهاني شروع به صحبت با يكديگر مي كنند و اگر يكديگر را پسنديدند در يك روز خوش يمن ، با يكديگر فرار مي كنند و « ريش سفيدان خردمند» كه « سي – مي يیه »(cimeyye) ناميده مي شوند را به حضور پدر دختر مي فرستند تا در مورد مسائل لازم با وي صحبت نمايند. معمولاً پس از چند بار ملاقات پدر دختر رضايت خود را از اين ازدواج اعلام مي دارد و به تدريج فاميل و اقرباي مرد جوان شروع به پرداخت مهريه مي كنند. »[iv]

ج )آدم ربائي :
سومين راه بدست آوردن دختر كه راه بدي محسوب مي شود، آدم ربائي است كه البته متداول نيز مي باشد .ممكن است بعضي نزديكان دختر كمي راجع به موضوعي كه اتفاق خواهد افتاد آگاهي داشته باشند ولي دختر معمولاً بي خبر است و چند ماه پس از ربوده شدن، احتمال دارد كه با فرار از خانه پسر ، انتقام خود را از وي بگيرد . در تمام اين موارد فوق دختر پس از پرداخت مهريه و ختنه شدن ، همسر واقعي محسوب مي شود. [v]
پس از ظهور مسیحيت مشكلات فراواني در رابطه با « سيداموها» پديدار شد:
يكي از نزديكان امپراطور به مبلغان مسيحي گفته بود:
" ...اگر مي خواهيد « سيداموها » را مجبور به تغيير مذهب كنيد، ابتدا بايد قوانين مربوط به ازدواج را در ميان آنها اصلاح كنيد. ازدواج ها بدون حق انتخاب مي تواند مانع بزرگي در مسير تغيير مذهب آنها محسوب شود."
" ... البته مبلغان مسيحي درهاي كليسا را نبستند و خيلي زود توانستند شاهد ازدواج هائي مطابق آئين و رسوم كليسا باشند كه هر چند كم هزينه و كم هزينه و كم تجمل بودند ولي به طور رسمي و خيلي خوب انجام پذيرفتند.
پس از گذشت سالها ، مشاهده شد كه « سيدامو ها» ازدواج هاي زيادي طبق آئين كليسا انجام دادند كه نتايج درخشان و پرباري به همراه داشت. »[vi]
دختران جوان در كليسا به اصلاح و آماده سازي خود براي انجام ازدواجي متناسب با رسوم كليسا و مسيحيت مي پرداختند و خواهران روحاني در اين مسير به آنها كمك مي كردند ، دختران ربوده شده يا زناني كه بدون توافق و پذيرش پدران خود به زندگي با مردمي مي پرداختند در اين كليساها مورد آموزش قرار مي گرفتند.
همسر آينده دختر مي بايد هرهفته براي آوردن غذا و ملاقات وي به ديدنش بيايد و هر دو به اتفاق به ديدار خواهر روحاني بروند و در اواخر دوره دختر و پسر مشتركاً به ديدار كشيش
مي رفتند.
طي دوران اقامت در كليسا، دختر غير مسيحي آموزش هاي لازم ديني و خانه داري مي ديد و خواندن و نوشتن نيز مي آموخت تا هنگامي كه روز ازدواج وي فرا برسد. مراسم عروسي معمولاً به طور رسمي در كليساي كوچكي در نزديكي محل زندگي دختر صورت مي گرفت .
تاكنون مشاهده نشده كه قوانين مربوط به طبقات يا طوائف در ميان « سيداموها » شكسته شود وعلت آن نيز واضح است.
چنان كه پيشتر بيان شد ، در ميان « سيداموها» نمي توان كسي را يافت كه متعلق به يك قبيله و طايفه مشخص نباشد. اگر دختري فرزندي به دنيا بياورد كه پدرش شناخته شده نباشد ، بايد كودك را زير درختي بگذارند تا كفتار او را بخورد .براي پسري بدون طبقه و طايفه هيچ جايگاهي در قبيله « سيدامو» وجود ندارد. معمولاً يك دختر « سيدامو» تا زمان ازدواج به شدت مراقب بكارت خود مي باشد. پسران يك زن همواره فرزندان شوهر وي و عضوي از طبقه همسرش تلقي مي شوند، حتي اگر اين پسر حاصل رابطه غير مشروع و عشق و علاقه بين طرفين باشد. اصولا ً «سيدامو ها» به اين مسئله اهمیتی نمي دهند. بر طبق رسوم آنها ، فرزند همواره متعلق به « طبقه پدر قانوني» خود است. نام خوب و پاك خانوادگي در ميان اين قبيله اصلاً اهميتي ندارد. آنچه مهم است حفظ تيره و تبار عدم اختلاط با ساير اقوام ، طبقات و طوائف مي باشد. به همين دليل است كه يك كودك « سيدامو» تلاش مي كند نام اجداد و نياكان خود را فرا بگيرد كه همانا « آكاكو» است و سعي مي كند نشان دهد كه ريشه اش « سيدامو» است و تمام سلول هاي وي متعلق به اين قبيله
مي باشد.
"... در هنگام مرگ يك « سيدامو» نيز ، در مراسم « ويكا» – سوگواري – تمامي اسامي آباء و اجداد متوفي توسط فردي به صورت آواز خوانده مي شود تا نشان داده شود كه وي متعلق به چه تيره و تباري بوده است. »[vii]
3) مراسم سوگواري درميان قبيل « سيدامو ها »:
"... مراسم «ويكا» – سوگواري – يكي از مناسبت هائي است كه طي آن افراد يك ناحيه در «سرا » (sera) به منظور انجام سوگواري براي فرد متوفي گرد مي آيند.
مراسم تدفين يك روز پس از فوت و بر مبناي شأن اجتماعي متوفي، در ساعت خاصي صورت مي گيرد. اگر شخص مرده كودك باشد، دفن وي بين ساعت 10 تا 11 صبح است ، براي زنان و جوانان بين ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر و تدفين مردان بين ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر صورت
مي گيرد."[viii]

قبرها نيز بر اساس شأن افراد متفاوتند. در گذشته دو حفره با عمق 2 متر حفر مي كردند كه در انتها با يك تونل ارتباطي به هم وصل مي شد و جسد را در آن طوري قرار مي دادند كه با زمين تماس نداشته باشد.
اما امروزه قبرها به دليل اين كه بسياري ، مردگان خود را با تابوت دفن مي كنند، مختلف اند.
معمولاً مستطيلي حفر مي كنند و در مركز يا سمت راست داخل آن سوراخ كوچكتري حفر مي نمايند واطرافش را با چوب مي پوشانند تا خاك بر روي تا بوت نريزد.

"... مرده اگر زن باشد او را به سمت چپ بدن مي خوابانند ، طوريكه صورتش به سمت شرق باشد واگر مرد باشد بايد به سمت راست بدن و رو به شرق خوابانده شود. در زبان « سيدامو» گفته مي شود « توگوني – مايني ، توگوني – وامتي گيدو » (to goni mine.togoniwammate giddo) يعني ، «همچنان كه در خانه مي خوابي در قبر نيز بخواب .»[ix]
تنها مردان اجازه ورود به قبر مرده را دارند. در گذشته اگر متوفي مرد شجاع و سالمندي بود، حلقه اي از چوب هاي بامبوي رنگ شده به هم بافته را در قبر وي قرار مي دادند و جسد را با آن مي پوشاندند.
مراسم تدفين و آئين سوگواري معمولاً تا 10 روز يا بيشتر پس از فوت متناسب با امكانات خانواده متوفي ، به تعويق مي افتاد و تمامي اقوام در هزينه هاي اين مراسم شريك مي شدند.
«آيانتو» يا مرد خردمند به آنها مي گفت كه چه وقت براي شروع سوگواري خوش يمن خواهد بود.

در موعد فرا رسيده ، نزديكان و دوستان متوفي به قصد بريدن يك درخت كاج به كوهستان مي رفتند و اولين ضربه توسط پسر متوفي يا يكي از دوستان نزديك وي بر تنه درخت فرودمي آمد. شاخ و برگ ها و پوست درخت كنده مي شد و تنهادر قسمت بالا مقداري شاخ و برگ باقي مي ماند كه نمادي از بازوهاي فرد مرده بود.

اين درخت به مكاني در نزديكي محل برگزاري سوگواري منتقل مي شد. معمولاً در وسط يك زمين صاف و پهناور ، درخت به نحوي ماهرانه كاشته مي شد و اشياء شخص متوفي با روش خاصي بر آن آويخته مي شدند. اشيائي از قبيل : سپر،نيزه ،ظروف ، اگر وي مرد بزرگي بود، شاخ هايي كه در موقع ختنه در آن آبجو نوشيده بود، نيز به آن اضافه مي شد.

اگر متوفي دشمن يا دشمناني را كشته بود، قسمت هاي بالاي درخت با رنگ قرمز و حلقه هاي سفيد زينت داده مي شد و تعداد اين حلقه ها مرتبط با تعداد دشمناني بود كه وي به هلاكت رسانده بود.
"... البته چنين مراسم و درختي براي زنان مرده وجود نداشت ، اما چيزي به نام « ميدانكو» (midanco) – ظرف بزرگ سفالي – يك تير چوبي آراسته به شال زنانه و مزين به برگ ها و مهره هاي رنگي كه در سايه يك چتر قرار داده مي شد ، وجو داشت. "[x]
در ادامه مراسم سوگواري براي يك مرد، مردان ، نه چندان دورتر از محل كاشت درخت ، و زنان در سوي ديگر قرار مي گرفتند و اغلب لباس هاي متعلق به مرده را در دست مي گرفتند و در سوي ديگر مردان براي ساعت ها بدون هيچ اميدي به گريه و زاري مي پرداختند . زنان شروع به خراشيدن گونه هاي خود مي كردند تا زماني كه خون آلود مي شدند. در اين لحظه چند زن از ميان گروه زنان خارج شده و طبل هايي را از روي درخت داگو – كو(dagucco) بر مي داشتند و شروع به نواختن ضربه هايي آهسته برآن مي كردند و در اطراف درخت مي گشتند تا هنگامي كه يكي از مردان شروع به خواندن آواز ويژه مراسم سوگواري و مرگ مي نمود و ديگران با فرياد «آنه – بالي » (ane-bali) – بگذار من فراموش شوم –به وي پاسخ مي دادند.
مراسم عزاداري عموماً سه روز براي فرد عادي و تا 5 روز براي فردي مقتدر ، به طول مي انجاميد. روز دوم مهمترين روز بود. در اين روز جنگجويان سوار بر اسب ها در اطراف درخت
« داگو- كو» مي تاختند و چنين مي نماياندند كه در حال جنگ و ستيز با دشمن فرضي هستند.
در انتهاي روز سوم ، گوساله اي كه نذر فقرا شده بود توسط مرد خردمندي قرباني مي شد و گوشت آن به فقرا داده مي شد تا بخورند ،اما هيچ دعا يا كلامي بر زبان آورده نمي شد.
بعد از اين جنگجويان نيزه هاي اطراف درخت را برداشته و درخت « داگو – كو» به زمين انداخته مي شد و پيرزني مقداري آ ب بر روي تمامي تنه آن مي پاشيد. در حالي كه مردم به خانه هاي خود باز مي گشتند ، اقرباء و بستگان مرده براي درخت مي گريستند و موهاي خود را كوتاه مي كردند.
اما در مراسم عزاداري براي زنان ، پس از شكسته شدن « ميدانكو »- ظرف بزرگ – متعلق به زن متوفي، مراسم خاتمه مي يافت و ديگر هيچ نشاني از آن باقي نمي ماند.

اگر روزهاي بعدي ، روزهاي خوش يمني بودند، مرد خردمند بزرگ ، گاو يا بز و يا گاوميشي را با مراسم خاصي قرباني كرده و به اين شرح دعا مي كرد:
"... خداوندا ، سلامت ما را حفظ كن ، ما را از امور بد و شرور در امان نگاه دار و نسبت به مردم ما مهربان باش و طلسم ها را باطل كن ".[xi]
و به اين ترتيب مراسم عزاداري خاتمه مي يافت.
4- ارواح نياكان و روح مردگان :
هر مرده اي خوب و نيكو تلقي مي شد، هركسي متولد شده ، رشد كرده ، دارای مراسم سوگواري مخصوص به خود بود، حتي اگر يك شخص، فردي نادرست بود.
"...«سيدامو ها» در مورد دنياي پس از مرگ هيچ تصوري نداشتند، آنها به سادگي مي گفتند،
« گوتا نو» (gotanno) – آنها خوابيده اند- يا « باي » (bai) – گم شده اند- آخرين و بزرگترين نقطه اميد يك پيرمرد در قبيله مذكور، داشتن مراسم سوگواري عظيم با تعداد زيادي شركت كننده در عزاداري بود."[xii]
پس از بروز« كودتاي سوسياليستها» در سال 1976 ميلادي در اتيوپي به رهبري « هايله ماريام » و تحولات مذهبي مراسم « ويلا» (willa) تقريباً در همه جا برچيده شده است و به همين دليل در تشريح مباحث فوق در اين فصل از نوشتار تحقيقي ، از افعال گذشته استفاده شده است.
از آنجا كه در حال حاضر بسياري از مردم « سيداموها» مسيحي شده اند، لذا پس از مرگ نيز بر طبق آئين مسيحيت خاكسپاري مي شوند.

5- زنان
چنان كه در اين فصل ذكر گرديد ، عموماً در مورد جنس ذكور به عنوان عضوي از خانواده و قبيله صحبت شده است. در حقيقت زنان از هيچ اهميتي در قبيله « سيدامو ها» برخوردار نيستند.
زنان از هيچ نقش و پايگاه اجتماعي در جامعه خود برخوردار نبودند . در يك خانواده به دنيا
مي آمدند، با فردي از قبيله و طايفه خود ازدواج مي كردند و معمولاً مورد بدرفتاري قرار مي گرفته اند و مي گريختند و با مردي از ناحيه ديگر مي آميختند و زندگي جديدي را با وي آغاز مي نمودند. اما دير يا زود نزد همسر اول خود كه اولين فرزند را از وي داشتند، بر مي گشتند. اگر چه تيره يك زن به منظور انجام ازدواج درست مورد توجه قرار مي گرفت ، اما شناخت نياكان وي هيچ اهميتي نداشت.
6- " لو- وا( luwa) يانحوه شناسائي قبيله در نزد " سيداموها " :
" ... در ميان «سيداموها » ، قبيله ، قبيله مرد است و به وسيله مردان است كه قبيله حفظ مي شود وتوسعه مي يابد و قانونمند و نهادينه مي گردد. هر " سيدامو" در مورد زندگي فردي خود، بسيار حسود و غيرتمند است ، و در عين حال مي داند كه تنها عضو يك قيبله و يا يك طايفه نيست ، بلكه فردي از يك گروه سني جامعه خود محسوب مي شود كه به آن "لو- وا" (luwa) گفته مي شود، يعني همان چيزي كه مردم « اورومو » به آن "گا- دا"(gada) مي گويند."[xiii]
"... پنج گروه سني «لو- وا» در ميان «سيدامو ها » وجود دارد كه به ترتيب به شرح زيراست :
1) «واوا- سا» (wawasa)
2) «دارا- را»(darara)
3) «هير- بوراء»(hirbora)
4) «فو-لاسا»(fullasa)
5) «بي – نانكا»(Bianca) يا «مو- گيسا» (moggisa) [xiv]
فرد در هر8 سال يك گروه بالاتر مي رود و بايد مراسم « لو- وا» كه در هر قبيله متفاوت است را انجام دهد.
"... قبيله بزرگ « سيدامو »، به 13 قبيله كوچك تر منشعب مي شود، كه مانند 13 جمهوري كوچك مي باشند و توسط« آكا – كوهاي » (akako) قدمي تأسيس شده اند، اين قبائل عبارتند از :
1- «سا- ولا» (sawola)
2- «كي – ونا»(qewena)
3- «ها- ولا»(hawela)
4- «آ- لاتا»(alatta)
5- «هار- بي »(harbe)
6- «آسا- رادو»(asarado)
7- «گار- بي كو»(garbicco)
8- «هو- لو»(hollo)
9- «يانا- سي » (yanase)
10-« شابا- دي نو»(shabbadino)
11-«مار- گا»(marga)
12- «هار- بي گونا»(harbegona)
13-«هدي – سو»(hadicco) [xv]
تصور برخي برآن است كه قبائل « آسا- رادو» ، «هار-بي »، «هار- بي گونا»، و«شابا- دي نو» منشعب از زير قبيله«فا- كيسا»(faqisa) هستند.
".... «سيدامو ها » مراسم « ها – ولا » (hawela) كه در اين فصل بيشتر مورد بررسي نگارنده قرار گرفت را دوبار تكرار مي كنند.
هر«سيدامو » به گروه ديگري نيز پس از گروه پدرش تعلق دارد، در اين ميان خطر قوم و خويش سالاري براي «سيداموها » پيش نمي آيد.
سيستم «گادا » يا همان«لو – كا»« سيدامو ها » با تفاوت هاي چشمگير در ميان اكثر قبائل اتيوپي وجود دارد.

"... در ميان قبائل « اورومو»،«گادا» از مراحل 8 ساله متعددي تشكيل شده است كه به سوي دوره قدرت سير مي كند و «گاداي » واقعي به صورتي دموكراتيك پايان مي يابد و حضور و بقاء مجدد قدرت در همان خانواده ديگر غير ممكن خواهد بود."[xvi]

وقتي«ابا- گادا»( abba- gada) پس از هشت سال قدرت خود را از دست مي دهد، آن را به فردي كه از گروه ديگر برگزيده شده است ، منتقل مي كند و فرد جديد تبديل به « گاد» مي شود.
«سيداموها » در مدت مراسم «لو- وا» كه به مدت 2تا 3 ماه بطول مي انجامد، يك رئيس را انتخاب مي نمايند كه همتاي همان « ابا- گادا» است ولي با پايان يافتن دوره« الو-وا» قدرت خود را از دست مي دهد.
در حقيقت رئيس واقعي همواره رئيس است و در طي مراسم«لو- وا» برگزيده نمي شود، بلكه گزينش در مراسم مرگ رئيس قبلي انجام مي گيرد.
بررسي كاركرد «لو-وا» (low-wa) در قبيله سيدامو :
در واقع كار اصلي « لو- وا» خدمت به قبيله مي باشد و آن دوره اي است كه از يك « سيدامو » عادي ، يك « سيداموي » واقعي مي سازد.
در طول دوره «لو- وا» كه در محلي در نزديكي قبيله برگزار مي شود، همه گردهم مي آيند. آموزشهايي در مورد تاريخچه«سيدامو» به آنها داده مي شود، با نياكان خود تجديد بیعت مي كنند و با قرباني هاي بي شماري كه انجام مي دهند، در مقابل دشمن ديرين خود «ارسي ها » (arsi ) تحريك مي گردند. آنها مي گويند اين دين ماست . البته كساني كه مسيحي شده اند آزادند و در اين مراسم شركت نمي كنند.

7- اجراي مراسم « سي – مي » (cimeyye ) يا سالمندان :
بعد از مراسم «لو- وا» ، در روزهاي پريمن و بركت ، همه جوانان بايد ختنه شوند، اين كار عموماً در گروه هاي كوچك صورت مي گيرد و مراسم رسمي با غسل كردن آنها در رودخانه مقدس « تي – شيشه» (tishishe) پايان مي يابد. پس از اين مراحل اين جوانان پيروان جديد رئيس محسوب مي شوند و در زمان زيادي را با وي سر مي كنند، در زير درخت مقدسي در كنار وي مي نشينند وپيرامون مشكلات متداول در جامعه « سيدامو » ( مشكلاتي نظير، در گيري هاي بين طوائف ، اختلافات خانوادگي ، نزاع هاي ارضي ، دزدي ، ماليات ، و قرباني و ...) به بحث و تبادل نظر مي پردازند.

"... «سي- مي ها» داراي قدرت روحاني هستند و داراي «تابو»- محرمات خاص - خود مي باشند. به ويژه كه از خوردن برخي غذاها خودداري مي كنند، آنها رهبران مذهبي نيز مي باشند و بسياري از قرباني ها به دست آنها و تحت نظارت آنها انجام مي پذيرد، آنها مفسران روزهاي پر بركت و خوش يمن فراواني كه در تقويم « سيدامو » وجود دارد، نيز مي باشند".[xvii]
".... در اولين روز سال نو يا همان « في – سي »(ficce) كه بايد در روزي خوش يمن از سال روي دهد –«سي – مي» ريش سفيد خردمند- بايد حيواني را قرباني كند و به تعبير و تفسير روده حيوان بپردازد و نشانهای خوب و بد را از آن دريافت و تفسير كند. چنان كه كتاب مقدس- كتاب يا مجموعه دستورالعمل هايي كه توسط ريش سفيدان قبل تهيه گرديده است را مي خواند اگر علائم قابل درك و درست نبودند ، قرباني بايد تكرار شود."[xviii]
سپس همه به خانه بر مي گردند تا در كنار يكديگر جشن بگيرند، براي اين جشن يك ظرف «واسا»- آبجوي مخصوص- و كره تهيه مي كنند. سپس در كنار يكديگر به دعا و نيايش مي پردازند و با همديگر دعایي با اين مضمون را مي خوانند:
"...«في – سي » به ما يك سال نو متحول و جديد اعطاء كن ، به ما صلح و دوستي اعطاء كن ، ما را از يكديگر جدا نكن و سرزمين ما را تقسيم نكن ! [xix]
مردي كه داراي چند همسر است ، بايد در رودخانه ، براي هر يك از همسران خود مراسم را به طور جداگانه و كامل انجام دهد، اگر زني كه گم شده است براي برگزاري مراسم سال نو به خانه بازنگردد، براي ابد گم شده محسوب مي شود.

روز بعد از سال نو، «سيام – بالالا»(ciam- balalla) ناميده مي شود. اين روز بايد جشن گرفته شود و همه بايد شاد باشند و حتي بايد به دام ها و احشام در آن روز غذاي خوب داده شود.
طي بازارهايي كه به مناسبت سال نو تشكيل مي شود، به ويژه اولين آنها ، رقص و آواز به افتخار نياكان و بزرگان برگزار مي شود. رقص «كتالا»(qetala) توسط جنگجوياني كه پرهاي سفيد و بلند بر سرهاي خود زده اند، برگزار مي شود. متاسفانه اغلب این رقص ها به نزاع و درگيري بين گروه ها مي انجامد.
"... سال جديد نيز مانند بقيه سال ها داراي 12 ماه « آگا- نا»(agana) سي روزه و گاه بيشتر است. براساس شكل قرار گيري ماه و ثريا، يك روز خوش يمن بايد تلقي شود. هر روز از يك ماه داراي تفسير خاصي است .ممكن است بسيار با شگون ، همراه با خوش يمني ، نسبتاً خوب و حتي بد به حساب آيد. 27 حالت معمولاً به وقوع مي پيوندند كه برخي از «سي مي ها »- پيران خردمند- از آن آگاهي دارند."[xx]

به همين دليل « سيدامو ها» در هنگام وقوع ولادت ، يا هنگامي كه مي خواهند اموري مثل ازدواج ، ساختن خانه و يا هر مهم ديگري را انجام دهند، به «پير خردمند» مراجعه مي كنند واز وي مي خواهند روزي با فال نيك براي آنها تعيين نمايد . همچنين در اين مورد که اگر در روزي واقعه اي تغيير ناپذير مثل ولادت رخ داده است و آن روز خوش يمن نبوده و چه بايد بكنند تا از خطرات وشومي های آن در امان باشند، را پيران خردمند راهنمائي مي كنند.
8- ـ «ماگانگو»(magango) – خدا – وساير ارواح :
اعتقاد « سيدامو ها » به فال نيك وبد ارواح گوناگون به ما ثابت مي كند كه آنها نيز همانند اكثر مردم آفريقا « آنيميست » هستند.
نام خداوند همواره بر لبان آنان جاري است ،اما در ميان آنها يك نظام ديني محكم و متداول كه در تمام قبائل وجود دارد، مشاهده نمي شود.

آنها عقائد مبهمي در رابطه با مفهوم خداوند دارند كه همان خالق همه آنها است ، آنها مي گويند:
".... ما خداي سياه را نمي شناسيم ، او خوب است و ما از او نمي هراسيم ، گاه براي او دعا مي كنيم به ويژه وقتي كه آثار تيره روزي بر ما پديدار مي شود".[xxi]
آنها صريحا مي گويند:
" .... ما ايماني هماند مسلمانان يا مسيحيان نداريم ، ما كليسا و مسجد و كتاب مقدس نداريم ." [xxii]
با اين وجود آنها به عقايد ديگران احترام مي گذارند، اگر كسي از ميان آنها دينش را عوض كند به وي معترض نمي شوند، البته ممكن است به افراد خانواده خود اعتراض نمايند.

بر اساس افكار و عقايد« سيداموها» خدا توسط موجودات بيشماري كه «شتانا» (shetana) يا« آيا- نا»(ayana) – خوب و بد- هستند، احاطه شده است ، كه در مكان هاي مقدسي مثل رودخانه يا درون برخي از درختان ساكن هستند.آنها خدا نيستند بلكه تحت فرمان خدا بوده و به واسطه قدرت روحاني كه دارند، ماوراي انسان مي باشند.

9-ساحران و جادوگران «ايات » (ayat):
در گذشته مردم « سيدامو» تلاش مي كردند زندگي صلح آميزي در كنار ارواح داشته باشند، به ويژه از طريق ساحران و جادوگراني كه « كيلا – نكو»(kilanco) يا « كا – ليكا» (killika) ناميده مي شدند.
اين جادوگران در واقع ابزاري هستند كه يك يا چند « شتانا» – موجودات تحت فرمان خداوند- از طريق آنها ، در روزهاي ويژه اي با انسان صحبت مي كنند.
يك شخص ممكن است بعد از يك دوره بيماري سخت ، روياي خاص و يا مورد خطاب شيطان قرار گرفتن ، تبديل به «كيلا- نكو» يا همان ساحر شود. برخي نيز ممكن است به شاگردي يك ساحر توانمند در آيند و براي اين منظور پولي نيز به وي پرداخت نمايند.
"... زنان ساحره نيز در « سيدامو» وجود دارند. يكي از مشهورترين آنها با نام « ويدو» (widow) شناخته مي شد، او پس از نجات يافتن از يك بيماري تبديل به ساحره شد و توسط مردم ، همانند يك ملكه مورد احترام قرار گرفت .
آيا تمامي « كيلانكوها » شياد هستند؟
هنگامي كه فردي به يك « كيلانكو »- ساحره و جادوگر – مراجعه مي كند، معمولاً مقداري پول و كره در كنار بخوردان وي كه دود از آن بر مي خيزد، قرار مي دهد، جادوگر به دود نگاه مي كند وبراي وي دعا مي نمايد، اومي گويد:
«... حقيقت را بگو ، نگذار من دروغ بگويم ، سپس از فرد مي پرسد: چه كسي بيمار است ؟ همسرت ؟ فرزندانت؟ من در اينجا يك چشم شور مي بينم ، به خانه برو ، گل هايي از درخت «ناميكو» (nammico) را بچين و در اطراف خانه خود آنها را پراكنده كن و نفرين كن ، ممكن است آن كه چشم شور داشته بميرد و يا اينكه آئين « اياتا» – كه در صفحات پيشتر به آن اشاره شد- را انجام بده و ارواح را احضار كن .»[xxiii]
ممكن است ساحر به فرد پيشنهاد كند عمل احضار ارواح در «گالاما» – محل خاص كه عموماً براي همين منظور استفاده مي شود – انجام دهد .
«... « سيدامو ها» معمولاً، شخصاً با ارواح ارتباط برقرار مي نمايند . آنها در « گالا- ما» يا يك خانه معمولي به گرد آتش مي نشينند و شروع به آواز خواندن و دست زدن يا بر طبل كوبيدن مي كنند تا جائي كه فردي به زمين بيفتد و وانمود كند كه روح يا ارواحي او را تسخير كرده اند. حتي اگر يك « كيلانكو» نيز در محل حضور داشته باشد تمام اين ملاقات ها و مراحل به طور خصوصي انجام مي شود. »[xxiv]
باگسترش مسيحيت، اين فرقه گرائي ها رو به ضعف نهاد، اما پس از مدتي تلاش هايي انجام شد تا اين باورها تحت لواي «آئين ايا- نا» – به عنوان هديه اي از خداوند – مجدداً قوت بگيرند واين امر توسط پروتستان و كاتوليك براي تضعيف كليساي ارتدوكس صورت مي پذيرفت.
آيا به راستي « سيدامو ها» مي توانند آداب و رسوم گذشته خود را تجديد نمايند؟
برخي از آنها هنوز نيز در فكر بازگرداندن اقتدار و قدرت رهبران خود هستند. اما اين كار به واقع غير عملي است . چرا كه از يك سو اين رهبران قدرتي ندارند و از سوي ديگر مردم به آزاد انديشي و دير باوري عادت كرده اند. مذهب محدود « سيدامو» در ميان ساير مذاهب و فرقه ها حل و مضمحل شده است. حتي گاهاً در يك خانواده "سيدامو" افرادي با چند مذهب گوناگون مشاهده مي شوند . هم اكنون « سيدامو ها» دريافته اند كه خود را با زمان تطبيق دهند.
« ... ساليان قبل در درياچه «آواسا»(awasa) ماهي هاي فراواني وجود داشت ، اما مردم از اين نعمت استفاده نمي كردند. هنگامي که به مادري كه فرزندش دچار سوء تغذيه شديد بود، پيشنهاد شد كه ماهي به او بخوراند، در پاسخ گفت :« ... ما مار نخواهيم خورد!»[xxv]
اما در همان زمان مردم قبيله بزرگ « آمهارا» ساكن در منطقه ، از ماهي درياچه تغذيه
مي كردند. طي دوران حكومت 16 ساله سوسياليست ها به زمامداري « هايله ماريام » در اتيوپي شركت های ماهي گيري به جاي مزد به كارگرانشان ماهي مي دادند، لذا آنها به تدريج شروع به خوردن ماهي نمودند و كم كم اين باور غلط از بين رفت ، به طوري كه آنها هم اكنون نه تنها ماهي مي خورند ، بلكه آن را خريد و فروش مي كنند و حتي گوشت خام ماهي را نيز مي خورند . اين امر نشان مي دهد هر تغييري ممكن و مقدور است .»[xxvi]

فرهنگ هائي در عرصه تغييرات ماندگارند كه از پويايي و انعطاف پذيري برخوردار بوده و بتوانند به نيازهاي افراد جامعه خود پاسخگو باشند درغير اينصورت ناچار به تغيير ويا زوال خواهند بود.
بر حاكمان جامعه فرض است كه تنوع اقوام ، مليت ها ، فرهنگ ها، اديان و مذاهب گوناگون را امتياز جامعه خود به حساب آورند تا باشد در مقابل هجمه فرهنگي تحت عنوان « جهاني شدن » ، كه در حال حاضر در نظام بين المللي در حال شكل گيري است ، از خرده فرهنگ هايي با ساختاري اينچنين محافظت شود.
خوشبختانه در زمان تهيه اين گزارش دولت اتيوپي اقدام به برپائي نمايشگاهي در آديس آبابا نمود و در اين نمايشگاه قرار است فرهنگ هاي بومي هر قبيله براي معرفي به نمايش گذاشته شود تا جوانان و نسل هاي آتي كشور اتيوپي با فرهنگ كه مناطق مختلف آشنا شوند.
سخن آخر:
فرهنگ ها و تمدن ها را نمي شود مانند قطعه اي بلور تكه تكه كرده و هريك را جداگانه بپژوهيم و جدا بدانيم . تاريخ ، فرهنگ و تمدن فرآيندي ارگانيك (زنده آلي ) هستند و رويدادهاي گذشته و دستاوردهاي انساني در ابعاد و سطوح گوناگون به شيوه هاي متفاوت به زندگاني ادامه
مي دهند و پايه پيشرفت ها و واگردهاي بعدي مي شوند.

چنانكه در اين نوشتار تحقيقي عنوان شد، قبيله « سيدامو» در اتيوپي به ظاهر قبيله اي كوچك است ولي از ساختاري بسيار متنوع ، جالب و محكم مثل يك نظام سياسي نوين ، برخوردار است و براي هر مشكلي راه حل مخصوص به خود را طراحي كرده است. سيستم اداره قبيله به شيوه « لو- كا» كه ، بر اساس خرد جمعي و اجماع، فردي از افراد قبيله را توسط بقيه اعضاء انتخاب و رياست قبيله را بر عهده وي مي گذارد و بقيه مردم بايد از وي اطاعت نمايند، خود درخور توجه و تحسين مي باشد.
البته اين قبيله نقاط قوت فراوان مثل « خويشتن داري مذهبي و احترام به عقايد و آراي مخالفان » ، برخورداري از سيستم حكومتي بر مبناي خرد جمعي و دموكراسي و .. .برخوردار است و در كنار آن نقاط ضعف چندي دارد كه برجسته ترين آن موضوع « گرايش آنيميستي » اين قبيله مي باشد.

از اين نظر اين گرايش به ضعف تدبير مي شود كه علاوه بر اعتقاد به خداي متعال و مقتدر ، به واسطه هائي طبيعي مثل رودخانه و كوه و دشت اعتقاد دارند.
« تيلور» و « اسپنسر» در مورد ريشه هاي جان (روح ) پرستي و طبيعت پرستي مي گويند:
انسان در خواب خود را در جاهائي مي بيند كه جسم او در آن لحظه در آنجا نيست . بنابراين در عالم رويا همزاد خودشان و بدنشان را مي بينند و تصور مي كنند اين همزاد در لحظه مرگ از آنان جدا مي شود و چون روحي شناور به پرواز در مي آيد. پس از باور اين دوگانگي صفت هاي خوب و بد را به آن نسبت مي دهند و تصورات ديگري در مورد آن مي سازند و روح مردگان را پس از فناي جسم آنها جاودانه مي انگارند و بدين سان منشاء پرستش ارواح خانوادگي و ارواح نياكان در اقوام بدوي پديد مي آيد. اين باورها وقتي دستخوش بازي های عقل و چون و چراهاي آن قرار مي گيرد، چون به آساني باورهاي قطعي وجزمي را نمي تواند جايگزين كند، قطعيت در عالم عقل از ميان مي رود و سخنان انديشمندانه جاي آن را ميگيرد كه قاطعانه اثبات يا رد نمي شود و فرد در هاله اي از ترديد قرار گرفته و نمي داند كه باورهاي پيشين را بپذيرد يا طرد كند. گرچه در زندگي روزمره خود رفتاري عادي داشته باشد اما درنهاد خويش گرفتار طوفاني از ترديد و بيقراري است و در شرايط دشوار زندگي و انتخاب هاي دشوار او را شكننده و آسيب پذير مي سازد، فلسفه زندگي را نمي داند و در آستانه هاي حساس عملي ، متزلزل مي گردد.
عراقي در اين خصوص با تعبير شاعرانه اين موضوع را به زيبايي تبيين كرده است:
نه در مسجد دهندم ره كه رندي
نه در ميخانه كه خمار خام است
ميان مسجد و ميخانه راهي است
غريبم ،سائلم ،آن ره كدام است
منابع و مآخذ:
الف)مشاهدات عینی و تحقیقات میدانی نگارنده از کشور اتیوپی
ب) منابع انگلیسی
Mulugeta Bakalo,The Religious and Ritual acts of the Sidama on the tob their respective Akako,p.12,Akako,p.12,Awasa,1995- [iv]
Orent,Amnon,Refocusing on the History of Kafa Prior to 1897:A discussion of Political process African Historical Studies .Vol .3,No .2(1962)- [x]
The Gudru Oromo and Their Neighbors in the Two Generations Before the
Zewde G.Selassie The Process of Reunification of the Ethiopian Empire.1868-1889 Ph.D.dissertation(Ofofd University,1971)- [xiii]
Levine,Donald,Wax and God:Tradition and innovation in
Tschai Berhane-Selassie,Gender and Occupational Patters in Wolayta:Imposed Femininity and Mysterious Survival "in The Ethiopia"in Gender Issues in
Levine,Donald,Wax and God:Tradition and innovation in
M.Lionel Bender(ed)The Non-Semitic Languages of Ethiopia 1976 p.19-[xxvi
========================================================
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز می باشد.با تشکر/مهرنیا
----------------------------------------------------------------------------------
کلید واژه ها:
اتيوپي ،سیدامو،گالا،شتانا،جادوگر،ارواح،ساحر،اویدو،کیلانکو،ایات،آیانا،ماگانگو،سی می،لووا،اباگادا،ارواح نیاکان،زنان،سالمندان،آنیمیست،مسیحیت،آدیسآبابا
_______________________________________________
ایمیل های شخصی نگارنده:
kmehrnia@yahoo.com kmehrnia@gmail.com
====================================
لطفا برای مطالعه مطالب بیشتر در خصوص آفريقا به قسمت راست وبلاگ(آرشیو موضوعی)مراجعه و مقاله مورد نظر را رویت فرمائید.با تشکر.مهرنیا
=========================================================================
-----------------------------------------------------------------------------------------------------


