تبليغاتX
جامعه و فرهنگ آفریقا در جهان معاصر

چهارشنبه 1386/08/09

بررسی علل واغ پرستی توسط قبیله گوراگه در کشور اتیوپی/كاظم مهرنيا

 

 

 

بررسي علل"واغ(WAQ)پرستي"توسط قبیله گوراگه در كشوراتیوپی

 

ترجمه وتدوین: سیدکاظم مهرنیا (محقق ومدرس مسائل آفريقا و روابط بين الملل)

 

       عنوان این مقاله:« بررسي علل واغ پرستي توسط قبیله گوراگه در كشور اتیوپی»می باشد ونگارنده درنظر دارد تا به بررسی ریشه های تاریخی وخواستگاه ایجادی این گرایش آنیمیستی(پيروان اديان بومي) پرداخته ومیزان نفوذ آن را در میان مردم اتیوپی بررسی نماید.

       «گوراگه» یکی از پنج گروه نژادی  اتیوپی ارومو،آمهارا، تیگره و هراری- می باشد که از شهرت و قدمت تاریخی زیادی دراین کشور برخوردار است تا آنجا که قدمت این گروه نژادی را به سه قرن قبل از میلاد مسیح دراتیوپی نسبت می دهند واین اقوام پیش از تمدن «آکسوم» « به جنوب این کشور مهاجرت کرده اند.همچنین گوراگه ها دارای منشأ زبانی واحد بنام«گوراگینا» هستند.

       منطقه گوراگه از نظر شرایط آب وهوایی دارای دوفصل خشک ومرطوب است .فصل بارانی سال از نیمه آوریل شروع وتا نیمه سپتامبر ادامه دارد.فصل خشک از نیمه سپتامبر آغاز می شود.به طور سنتی فصل بارانی هنگامی کامل می شود که گل «مسکل»(meskal) صلیب شکوفه دهد واین زمان در تقویم گوراگه، شروع بهار وسال جدید(مصادف با 20 شهريور و معادل 11 سپتامبر) به شمار می رود.

       سرزمینی که تیره های مختلف قبیله گوراگه درآن سکونت دارند بین مناطق «شوای» (shewa) غربی و«شوای» جنوبی واقع شده است وازطرف شرق تا دریاچه«زيوی»(Zewey )امتداد دارد.این منطقه حدود 150 کیلومتر مربع وسعت دارد ولی بدلیل نامساعد بودن شرائط طبیعی تنها یک سوم از این سرزمین برای سکونت وکشاورزی مناسب است.

       کشور اتیوپی دارای جمعیتی بالغ بر 70 میلیون نفر می باشد وازاین نقطه نظر گرایش اعتقادی،کشوری است که 55 درصد جمعیت اش را مسلمانان، « 35 درصد آن را مسیحیان و 10 درصد را پیروان ادیان بومی ومحلی که در اصطلاح به آنان «آنیمیست» می گویند، تشکیل می دهند.

       بنا به اعتقاد گوراگه ها ؛«واغ» رب النوع زمینی این قبیله است که از نفوذ وقدرت خارق العاده ای برخوردار بوده و قادر است پیروان را از ضعف ، بیماری ، ترس وسایر مشکلات نجات دهد، وی حافظ صلح ، نظم وعدالت در جامعه است.

       گرایش به »واغ یا واغ پرستی» موضوعی است که شدیداً درمیان قبیله گوراگه رواج داشته ودارد وهم اکنون هم از پیروان زیادی برخوردار است وهمین موضوع سبب شد تا نگارنده به بررسی دقیق این گرایش اعتقادی دراتیوپی بپردازد.

 

1-   ریشه های تاریخی وتقسیمات جغرافیایی قبیله گوراگه اتیوپی

       «یکی از قبائل مشهور اتیوپی قبیله «گوراگه»(Gurage) است ، اصطلاح گوراگه عموماً به مردمی اطلاق می شود که درمنطقه ای به همین نام زندگی می کنند وشامل قبائلی از نژاد سامی مثل گروههای «سودو» (sodo)،«سبت بت»(sabat-bet) ،«سیلته»(silteh)، «والان» (walan)، «آزارنت بربار» (azzarenet-berbare)،«مسکان»(masqan) ،«دوبی »(dobi) و... می باشند .[1]

       منطقه گوراگه درجنوب غربی «شوا»(shewa) واقع شده است واز شمال به رودخانه «آواش» (awash) ازجنوب به اراضی «هدیه» (hadia)، از شرق به دریاچه «زیوی» (Zewey) وازغرب به رودخانه «اومو»(omo) محدود می شود.اقوام سبت بیت، درقسمت غربی اراضی گوراگه ساکن هستند.

       این منطقه از شمال با «والان»(walane) و«کومنتب» (komenteb) « ازجنوب با «گوگوت» (gogot) « آلیچوویرو»(alichowirro) و«سیلته»(silte) ازشرق با «آزارنت بیت» (azarnet-bet) وازغرب به رودخانه «گیبه» (geibeh) هم مرز می باشد.

       اصطلاح «یاسابات بیت»(yasabat-bet)- به معنی هفت خانه یا هفت قبیله توسط اتحادیه هفت قبیله ساکن در منطقه گوراگه رواج یافته است.این اتحادیه قبائل درابتدا تحت عنوان «یا آمیست بیت گوراگه »(ya-amist-bet gurage)به معنی (پنج خانه یا پنج قبیله گوراگه) شامل قبائل «چاها» (chaha)،« ایزها»(ezha)،« موهر»(muher)،« گیتو»(geyto)، « اینی مور» (enemor) تشکیل شده بود که مدتی بعد دو قبیله دیگر به نامهای «مکور کور»(mequrqur) و «اینداگاگان»(endagagan) به اتحادیه فوق ملحق شدند.اعضاء این اتحادیه از اصول و عقاید یکسانی برخوردارند.

       اتحادیه «یا آمیست بیت گوراگه»(ya-amist- bet gurage) بسیار پیشتر ازیکپارچه سازی اراضی که درسال 1889 میلادی توسط امپراطور منلیک (menilik) انجام شد ، تشکیل شده بود.[2]

       گوراگه ها کشاورزان یکجانشینی می باشند که محصولات مختلف مورد نیاز خودرا کشت
می کنند.آنها برای شخم زدن زمین هنوز هم از گاو آهن استفاده می کنند.ضمناً در زمینه دامداری به ویژه پرورش گاو فعالیت دارند، چراکه زمین ثروت اصلی یک کشاورز محسوب می شود وگاو نقش عمده در بهره وری زمین کشاورزی را بازی می نماید.از فعالیت های دیگر مردم گوراگه می توان به تجارت اشاره کرد.

       بطور کلی می توان به این نتیجه رسید که مردم گوراگه فعال ترین ومنظم ترین نژاد، دراتیوپی هستند.

       ازنظر سیاسی گوراگه ها همواره دچار اختلال ودرگیری بوده اند ، به ویژه قبل از اصلاحات ارضی در دوران منلیک (امپراطور وقت)،جنگهای قبیله ای وطایفه ای درمیان آنان به کرات مشاهده می شد. گاهی اوقات حتی اعضاء«سبت بیت- گوراگه»(sabat-bet gurage) نیز با یکدیگر درگیر
می شدند.[3]

      اتحادیه هفت قبیله هیچ نظام سیاسی واحدی که از یک قدرت مرکزی تبعیت کند را برای جامعه خود تعریف نکرده است ، درعوض رؤسای قبائل به صورت فردی قبیله خودرا اداره می نمایند.

       «البته یک سیستم قضائی بسیار وسیع به نام شورای «یاجوکا»(yajoka) درمنطقه وجود دارد که رئیس طایفه وبزرگان هفت قبیله درآن به قضاوت می نشینند.

       کلیه حرکات اجتماعی بوسیله قوانین شورای «یاجوکا» کنترل می شود واین قوانین درتمامی مناطق وبر روی همه افراد نفوذ دارد.علاوه بر این ،شورای «یاجوکا» نقش دادگاه استیناف دردرگیری های بین قبایل را بازی می کند.»[4]

       ازنظر مذهبی پیچیدگی ها وتنوعات قابل ملاحظه ای دربین اقوام گوراگه وجود دارد وگوراگه ها به سه گروه مذهبی مسیحی ، مسلمان وپیروان مذاهب بومی (آنیمیست ها) تقسیم می شوند.

       بیشتر مسیحیان گوراگه به ارتدوکس واندکی ازآنان به کاتولیک گرایش دارند.بعنوان مثال ،مردم «موهر»برای قرون متمادی است که ارتدوکس های متعصبی  به حساب می آیند وهمچنین تعداد زیادی مسلمان در منطقه گوراگه ساکن اند که اکثر آنها از پیروان «دراویش تیجانیه» (tijaniya dervish)هستند واز قوانین شرعی شافعی تبعیت می نمایند.

       دراین مناطق همچنین پیروان مذاهب بومی نیز زندگی می کنند وآنچه ازاین پس درمورد اعتقادات ، باورها و مراسم عبادی مطرح می شود درخصوص این گروه می باشد.

 

2-  آنیمیست ها وخدایان قبیله گوراگه

       «...پیروان مذاهب بومی منطقه گوراگه اعتقاد به سه خدا به نام های الف «بوزها»(bozha
 ب
«داموئیت»(damuauit) ج «واغ» (waq) دارند واین سه خدا،خدایان اصلی مذاهب بومی این منطقه هستند.تمامی اعضاء قبایل  بومی برای خدایان احترام خاصی قائل اند وقدرت مافوق الطبیعه آنان مورد پرستش کلیه پیروان مذاهب بومی گوراگه است.

       علاوه بر خدایان مذکور، این قبایل خدای مهم دیگری دارند که از سه خدای مذکور برتر وبالاتر به حساب می آید ونام این خدای برتر «یقزار»(yiqzar) می باشد .[5]

 

الف رب النوع رعد:

       «بوزها» رب النوع «رعد» قبیله «سبت بیت گوراگه» - هفت خانه گوراگه است، برق (صاعقه) جلوه اصلی وقابل مشاهده این رب النوع بشمار می آید واو خدای قدرتمندی است که توسط تمامی پیروان در منطقه پرستیده می شود.

       «مردی از قبیله «انتزارا»(entezara) که با نام«گیوتا کویا»(gwetakuya) شناخته می شود به عنوان « واسطه» رب النوع «بوزها» ازاین مقام مذهبی برخوردار است ،وی در زیارتگاه مقدس «بوزها» درمنطقه «انیمور» واقع در دهکده ای به نام «ینانگارا» زندگی می کند.

       درمیان این قبیله ،جشن مذهبی و مراسم عبادی سالانه این رب النوع به نام مراسم« نیپور»(nipuar) معروف است.[6]

 

ب رب النوع «داموئیت»

       دومین خدایی که توسط تمامی پیروان مورد پرستش  قرار می گیرد به نام خدای «داموئیت» است و وی الهه گوراگه محسوب می شود ودارای قدرت مافوق الطبیعی وشفا بخشی است.نماینده وی مردی از قبیله »یاوا- قساب» به نام »یاوای- دامام» می باشد.جشن سالیانه و مراسم عبادی متعلق به این رب النوع »سانجا»(sancha)است.

       زیارتگاهها واماکن مقدس این الهه در روستاهای «یابیت- ارا» و«مکور کور» درمنطقه «چاها» قرار دارند وواسطه درآنجا زندگی می کند.درکلیه مناطق قبیله ای خدای «بوزها» والهه «دامو- میوت» مورد پرستش واحترام پیروان هستند.[7]

 

ج رب النوع «واغ»

        سومین رب النوع اصلی «واغ» است وکلیه پیروان اورا با عنوان کلی «واغ» پرستش می کنند.این رب النوع  در هر قبیله ای با عنوان خاصی شناخته می شود ومورد پرستش وستایش قرار می گیرد بطوریکه هر گروه برای خود یک «واغ» محلی دارند.مثلاً درمنطقه «چاها» بعنوان «اوجیات»(ogyat) ،درمنطقه «اینداگاگان» بعنوان «سامار»(samar) ،درمنطقه «ازها» بعنوان «اینگابار»(ingabar)،درمنطقه «اکلیل » باعنوان «یاموآرا»(yamuara)،در منطقه «جابار» باعنوان «انی مور»(enemor)،درمنطقه «انفاشا» ومنطقه «مندو» با عنوان «گی تو»(geyto)در«مهیر» با عنوان «ایاسوس»(eyasus) شناخته می شود.

       برای هریک از «واغ های » منطقه به جزء «واغ موهر» نامی جداگانه ، عبادتگاهی متفاوت ومراسم مذهبی سالانه ومجزا وجود دارد.

 

3-  «واغ اوجیات» (ogyat) رب النوع باران، جنگ وآسمان:

       «اوجیات»واغ مورد پرستش مردم گوراگه واقع در قبیله «چاها» می باشد که به عنوان خدای آسمان وگاه خدای جنگ یا خدای باران مورد پرستش  پیروان قرار می گیرد.

       اعتقاد براین است که او خدایی مذکر است و افسانه های مختلفی در رابطه با منشأ ظهور این رب النوع  توسط مردم نقل شده است.

       «براساس یکی از این داستانها،«اوجیات» مدتها پیش ،ازمنطقه تیگره آمده است :تیگره دارای 44 کلیسا بود که کلیسای «اوجیات جرجیس»(ajyat georjis) یکی از آنها بود.مدتها قبل کشیشان و راهبان این کلیسا،به دلیل نامعلومی آنجا را ترک کرده وبه سرزمین گوراگه رفتند.آنها ابتدا به منطقه «ساریت»(sarite) شرق جیما وسپس به «والامو»(walamo) ودرنهایت به سرزمین  گوراگه رفتند.آنها ابتدا به منطقه «ساریت»sarite))- شرق جیما- وسپس به «والامو»(walamo) ودرنهایت به سرزمین گوراگه رسیدند. آنها ابتدا به صورت موقت در»موهر» وپس ازمدتی به طور دائم در«چاها» مستقر شدند وساکنان محلی تازه واردین را پذیرفتند وشروع به پرستش »اوجیات»(ogyat)کردند.[8]

       «روایت یا داستان دوم این است که «اوجیات» ابتدا ازمنطقه «گالا»(galla) دراستان «سیدامو» یا «ارسی»از طریق «مگارار» به «موهر» آمده است وسپس «اوجیات» روستای «مگارار» را به عنوان پرستشگاه خود انتخاب نمود ومردی بنام «مکوس»(makos) نماینده وی و واسطه بین او ومردم دراین منطقه بود.[9]

اعتقاد به «اوجیات»وپرستش وی برای مدت طولانی در منطقه رواج داشته است.

       درهمین زمان واعظی بنام «آبونه زینه مارکوس» (abune zene markos)ازمنطقه  «بولگا»(bulga) درشمال «شاوا» به منطقه «موهر» آمد وشروع به تبلیغ کیش مسیحیت ومسیحی نمودن پیروان «اوجیات» نمود وپس از مدتی نیز واسطه، زیارتگاه واشیاء مقدس این خدا را ازبین برد و«اوجیات» مجبور به ترک «موهر» شد.

       «... «اوجیات» پس از مهاجرت طولانی سرانجام به شرق ناحیه «کافا» وبالاخره به منطقه گوراگه رسید وپس از عبور از روستاهای مختلف ، سرانجام دوروستای «یا- بازی»(yabaze) و «واغ آپاچا» (wagapacha) را به عنوان محل استقرار زیارتگاه انتخاب نمود».[10]

داستان شروع فعالیت دوباره «اوجیات» به شکل ديگري هم نقل شده است كه ذيلا مي آيد:

         «وی به روستایی در نزدیکی «واغ آپاچا» بنام «موهر» وارد شد دراین روستا مردی از قبیله «موزاهور»با دخترش بنام «فیتی وات»(fitiwat) زندگی می کرد.«اوجیات» شب هنگام به خانه این مرد وارد می شود و «فیتی وات» را به عنوان واسطه خود برای سخن گفتن با مردم انتخاب می کند واین عمل را با بازکردن موهای آراسته دختر انجام می دهد.این فرایند از نظر سنتی با عبارت «واغ موهای آراسته اش را باز کرد» شناخته می شود.

       صبحگاه اعضاء خانواده با دیدن موهای باز شده دختر متعجب شدند ودرهمین زمان «اوجیات» به نزد پدر دخترکه درخارج از کلبه مشغول کشیدن چپق بود آمد وگفت:« دخترت را به من بده».مرد کشاورز با حیرت به اطراف خود نگریست اما کسی را نیافت .پرسید توکیستی؟«اوجیات» جواب داد «من واغ سرگردان وغریب هستم.وسپس مرد کشاورز گفت که من دخترم را به تو بخشیدم».[11]

        سپس «اوجیات» مانند روحی به شکل باد درآمد ودامن دختر را به سوی پدر افکند ودختر را با خود برد.گفته می شود که دختر به مدت هفت روز درمیان درخت بزرگی که دراطراف  روستا قرار داشت، ناپدید شده بود .نه تنها مرد کشاورز بلکه تمامی مردم روستا از معجزه به وقوع پیوسته سخت به حیرت آمده بودند.

        سپس «اوجیات» به روستا برگشت وبر پیرزنی وارد شد واز وی سؤال کرد که «فیتی وات»به کجا رفت؟پیرزن پاسخ داد :باد وی را با خود برد،ما مردم دهکده نمی دانیم که او کجاست؟ سپس «اوجیات» گفت: نه باد اورا با خود نبرد،او درجائی با من است ومن «واغ سرگردان» هستم، به بزرگان ده خبر بده که آمده ام برای همیشه دراینجا بمانم.می خواهم مردم برایم خانه هایی در «واغ آپاچا» و «یا بازی» بسازند ودر آنجا برایم قربانی کنند.

       من «فیتی وات» را بعنوان ملکه «واغ آپاچا» انتخاب کرده ام.اینکارها را که گفته ام انجام بده ومن بعد از چهار روز «فیتی وات» را به «واغ آپاچا» خواهم برد.

       پیرزن، بزرگان دهکده را ازآنچه «اوجیات» گفته بود آگاه کرد، مردم به آنچه که وی خواسته بود عمل کردند ووی دختر را پس از یک هفته باز گرداند.هنگامیکه دختر به روستا رسید،تعدادی اشیاء مقدس از قبیل کلاهی از یال شیر وزنگوله برنجی به همراه داشت.پس از ورود وی تمام دهکده در «واغ آپاچا» گرد آمدند وجشن بزرگی بر پا کردند.

       پیش از آمدن «اوجیات» به «چاها» ، مردم گوراگه این منطقه ،«واغ» دیگری به نام «آدا»(ada) را
می پرستیدند .مقارن رسیدن«اوجیات» به «چاها»،«آدا» با جلوه ای روحانی با مردم صحبت کرد،وی گفت:

       «...واغ جدیدی که ازمن بسیار قدرتمندتر وتوانا تر است درحال رسیدن به «چاها» است. این «واغ» جدید برای زمین ومردم بسیار سودمندتراست وشما باید وی را بپذیرید واو را پرستش کنید.»[12]

       سپس «واغ آدا» سرزمین «چاها» را برای همیشه ترک کرد و به سرزمینی نامعلوم رفت.درنتیجه مردم گوراگه ساکن در «چاها» شروع به پرستش «اوجیات» کردند و «فیتی وات» نیز به صورت اولین شخص عالی مقام در آئین های مذهبی «اوجیات» تحت عنوان : «واغ آپاچا- داما» یا ملکه «واغ آپاچا» درآمد وبدین ترتیب روستاهای «واغ- آپاچا» و «یا- بازی» زیارتگاههای «اوجیات» قرار گرفتند.

        این افسانه بیش از سایر داستان ها مورد پذیرش مردم منطقه قرار گرفته است ورب النوع «اوجیات» برای قرون متمادی مورد پرستش مردم «چاها» قرار دارد.

 

4-  زیارتگاه ها وحامیان «اوجیات»

       چنانکه پیشتر نیز گفته شد روستاهای »واغ آپاچا» و«یا- بازی» زیارتگاه مقدس «واغ چاها» هستند.این زیارتگاهها درمنطقه ای از جنگل انبوه قرار دارند که درختان آن بدلیل تقدس ، هرگز قطع نمی شوند .این زیارتگاه ها به عنوان نشانه هایی از محل سکونت« واغ» در زمین تعیین شده اند.

       در «واغ آپاچا» خانه مقدسی به نام « یا- واغ زاگار» وجود دارد که دارای دو اطاق با اهداف واستفاده های عبادی مختلف هستند.به یکی از این اطاق ها «وادیجه» گفته می شود که در وسط ستونی ودر اطراف تخته های چوبی دارد ودراین محل عمل قربانی کردن گوساله های جوان جهت مراسم مذهبی انجام می گیرد.

        اطاق دیگر « کونکور» نام دارد که محل استقرار « واسطه» می باشد ووی در تمام مدت مراسم  با لباس رسمی دراین محل می نشیند وکسی جز معاونان وی به نام های « ماگویز» و « یا- دارا- مارگیتا» حق ورود به آن محل را ندارند.

       «یا- بازی» نیز زیارتگاه دیگری است که سه خانه مقدس درآنجا قرار دارد و واسطه یا نماینده رب النوع دراین محل زندگی می کند و مراسم مذهبی خاصی دراین محل برگزار می شود.

آنچه درمورد کارگزاران تشریفات مذهبی می توان ابراز داشت این است که :

       « واسطه واغ ومردم ومعاون واسطه دوحامی ونماینده رب النوع بر روی زمین هستند.واسطه رهبر مراسم عبادی«اوجیات»است،او همواره از قبیله «مازاهوار» برگزیده می شود وهمسرانش که توسط قوانین حاکم بر آئین پرستش ویژه آنها برگزیده می شود از قبیله «یناغ وات» در«گومر»است .وی با عنوان سنتی »دامو» شناخته می شود ومصداق عینی همسری «واغ»است».[13]

       دامو بالاترین مقام مدنی درمیان گوراگه هاست،این مقام موروثی می باشد وبه فرد ذکور و ارشد خانواده
می رسد.بنابراین تنها قبائلی که سهمی در مقام های مذهبی دارند، «ما- زاهور»و «یناغ
وات» می باشند.

       تشریفات ومراسم انتصاب وارث در«یا- بازی» اتفاق می افتد،هنگامی که واسطه فوت کند ، نزدیکان، واسطه های رب النوع های دیگر ورؤسای تشریفات مذهبی سایر قبایل که با عنوان «اباکوئی» شناخته می شوند، سایر ریش سفیدان وبقیه مردم در «یا- بازی» گرد می آیند تا مراسم تشییع جنازه واسطه متوفی وانتصاب واسطه جدید را برگزار نمایند.پس از انجام مراسم دفن، مراسم انتصاب نماینده جدید برگزار می شود.

      «...ابتدا شرکت کنندگان درتدفین «یاجوکا» که محل مقدسی در«یا- بازی» است جمع
می شوند.دخترانی که خودرا برای این کار کاندیدا کرده اند خودرا معرفی می کنند وسپس پدرانش باید حضوراً دلائل انتخاب دختر خود وتوانائی شان را برای این مهم به اثبات برسانند، تعداد این دختران از 7 تا 9 نفر متغییر است».[14]

       «...گردانندگان این مراسم که «ماگوها» نام دارند، دختران را بررسی می کنند که آیا دارای شرائط لازم هستند یا نه؟ سپس همه کاندیداهای برگزیده توسط «ماگوها» به خانه مقدس برده می شوند وشبی را درآنجا می گذرانند، هیچ کس به جزء «ماگوها» اجازه ورود به این خانه را ندارد».[15]

        سایر شرکت کنندگان درمراسم نیز شب را با خواندن سرودها و آوازهای مقدس وپرستش «واغ» سپری می کنند. درهمین حین «اوجیات» به خانه عبادی وارد می شود ودختر مورد نظر را از سایر دختران انتخاب می کند وبه «ماگوها» خبر می دهد که موهای آراسته آن دختر باز شده است.

       مراسم انتخاب معمولاً با باز شدن موهای آراسته دختر کاندیدا معین می شود واین عمل با عبارت«واغ موی دختر را باز کرد» معرفی می شود.

        صبحدم شرکت کنندگان درمراسم در «یاجوکا» به انتظار شنیدن نتیجه از سوی «ماگوها» گردهم جمع می شوند و«ماگوها» کلیه کاندیداها را نزد مردم می آورند ومردم به راحتی با نگاه کردن به موهای باز شده دختر انتخاب شده می توانند اورا تشخیص دهند.سپس «ماگوها» با بردن نام دختر، اعلام می کنند که وی به وسیله خدا انتخاب شده است.شرکت کنندگان درمراسم این مسئله را می پذیرند وبا فریاد آن را تأیید می کنند.دراین هنگام پدر ونزدیکان دختر برگزیده شادی وخوشحالی خودرا ابراز می دارند ونزدیکان سایر دخترهایی که انتخاب نشده اند ،غمگین می شوند.

       «...مراسم عبادی انتصاب وارث برگزیده درحالی شروع می شود که «ماگوها» به دختر منتخب کمک می کنند لباس عبادی مخصوص خود را بپوشد. این لباس از پوست تهیه شده است ودختر زنگ مقدس (دونای مقدس ) را به دست راست خود می گیرد، سپس شرکت کنندگان درمراسم شروع به خواندن سرودهای مقدسی همچون«آجیاتو- وائی» یعنی «ملکه ما باش» می کنند».[16]

       دختر پس از پوشیدن لباس وبدست گرفتن زنگوله مقدس وارد کلبه ای نوساز که بطور موقت به وی اختصاص داده شده است، می شود وسرود خوانان نیز با زمزمه سرود مقدس ، وی را همراهی
می کنند.

       درداخل کلبه دختر بر روی قطعه چوبی استوانه ای بنام «یاوارک سورار» می نشیند.ازاین لحظه تا هفت روز بعد، هر روز گاوی قربانی می شود وگوشت آن توسط حاضرین درمراسم خورده
می شود.ضمناً نوشيدني سنتی بنام «ساحار»درحین مراسم نوشیده می شود.سپش «ماگویی» که رئیس گروه است مقداری شیر وعسل را در دهان خود نگاه می دارد وآن را به صورت دختر برگزیده می پاشد.دست راست خودرا به گوش راست دختر می گیرد ودرانتها «گواندار» یا دستبند نقره به دست راست دختر
 می کند. به این ترتیب وارث مورد نظر بطور رسمی وبراساس آئین سنتی به مقام «واسطه ای » منصوب می شود.

       نزدیکان وپیروان دختر انتخاب شده طی چند هفته مراسم به دیدن او می آیند ووی مقدار زیادی چمن تازه از پیروان  ذكور خود هدیه می گیرد که علامتی به معنی پذیرش وقبول مقام وی از سوی آنان می باشد. برخی از قبایل نیز هدایای خاصی به وی تقدیم می کنند.

        همچنین وی یک گاو ماده ویک گوساله ماده از قبیله «مازاهار» ،گاوهای نر از قبائل «یناک وامت»، «یا کوتیب » و«یارک سورار»، یک صندلی چوبی استوانه ای از قبیله  «یورک آرکوفوا»، قاشق های دسته بلندی که از شاخ تراشیده شده اند از «یورک آرکوفوا» از «یورک بی تایر» ویک بشقاب گلی از قبیله کوچک «یا- کوریتیا» هدیه می گیرد. سپس در روز هفتم دختر انتخاب شده ،کلبه را ترک کرده و وارد خانه واسطه متوفی می شود.درآنجا گاو وگوسفندی برای وی قربانی می شوند.با این کار مراسم انتخاب در «یا- بازی» به پایان می رسد.

       فرد منصوب نهایتاً باید مورد تائید قرار گیرد.وی توسط واسطه منطقه «سامار» که نماینده «واغ اینداگاگان» است که بنام «یاسا- مارادام» شناخته می شود با قوانینی که باید رعایت کند آشنا می شود وبه همین دلیل به «اینداگاگان» برده می شود.

 

5-  شیندار» چیست؟

مجموعه دستورالعمل هایی که به دختر می آموزند که وي چگونه رفتار کند، را «شیندار»گویند.

       «شیندار» شامل گروهی از دستورات مذهبی است،برای مثال: دختر را از لمس شدن توسط دیگران منع می کند،وی را ازتناول گوشت جوجه ، بز ویا غذایی که خارج از خانه تهیه شده باشد باز می دارد. لازم به ذکر است که غذای روزانه دختر باید توسط دختران باکره یا زنانی که درهمین محل متولد شده وزندگی کرده اند، تهیه شود.غذاها ونوشیدنی هایی که به این طریق تهیه می شوند «باریم یاشاکوچی» نامیده می شود.[17]

       دختر نباید قهوه را در هر جایی بنوشد.وی باید به تنهایی غذا بخورد، حتی همسر وفرزندانش نباید درحین تناول غذا درمحل حضور داشته باشند.هنگام  خوردن وآشامیدن کسی نباید وی را ببیند.اطاق غذاخوری وی محلی مقدس است وکسی جز خادمین خاص نباید آنجا وارد شوند. این اطاق «یاریم- بیت» نام دارد وظروفی که جهت خوردن و آشامیدن مورد استفاده قرار می گیرند«یاریم گیبیر» یا اشیاء مقدس نامیده می شوند که برای استفاده خصوصی نگهداری می شوند.استفاده از اشیاء شکسته برای دختر مورد نظر ممنوع می باشد.ورود به خانه مردم به جز خانه «یاسا- ماردام»، رفتن به بازار وپوشیدن لباس های کهنه ودست دوم نیز از سایر ممنوعیت های اعمال شده در «شیندار»می باشند.

       درمیان حیوانات،جوجه ها،بزها و الاغ ها ،ناپاک شدن تلقی می شوند.دربین مردان،«فوکوها» یا صنعتگران ،زنان به جزء زنان یائسه ودختران باکره ناپاک فرض شده واز ورود به خانه دختر که «گویا» نامیده می شود ، منع شده اند.این دختر باید با مردی از قبیله «یناغ وات» که از نسل«دامو» است ازدواج کند .این موارد نیز از محدودیت های مذهبی اعمال شده در «شیندار» می باشد.

       طی مراسم آشنایی با قواعد، دختر باید یک گاو ماده ، یک گاو نر و مقداری پول به «یاسا- ماردام» بدهد. سپس «واسطه جدید» وهمراهان وی ، به «چاها» باز می گردند. محدودیت ها وممنوعیت های بیان شده در «شیندار» به دقت توسط او وهمراهانش مورد رعایت قرار می گیرد، چراکه در غیر اینصورت «واغ» مأیوس شده وتنبیهات سختی برای آنها اعمال خواهد نمود.

       پس ازاین ملاقات است که دختر به مقام «یاواغ آپاچا- دامام» نائل می گردد واو ازاین پس نماینده خدا در زمین است وپیروان وی به عنوان یک واسطه احترام فراوانی برای وی قائل هستند.

       «نمایندگان دیگر «واغ»، الف «ماگو»  ب «اباگو» نام دارند .این افراد که از قبیله «مازاهار» برگزیده می شوند به دو گروه «یاواغ آپاچا- ماگو» و«یا واغ آپاچا- اباگو» تقسیم می شوند.»[18]

      پس از دو زيارتگاه مقدسي كه قبلاً  ذكر شد، اين دو فرد هريك رئيس آئين و مراسم مذهبي در يك زيارتگاه مقدس هستند . اينها به واسطه «واغ » در انجام امور مذهبي كمك مي كنند. براي مثال وي را در پوشيدن لباس مقدس ، گرفتن زنگ مقدس در دست ، كشتن گاهاي ماده و نر، توزيع گوشت گاوها، جمع آوري خراج ، دعوت از سایر واسطه ها براي شركت در جشن سالانه ، توضيح سخنان و پيام هاي «واغ » براي مردم و مراقبت از دختراني كه نامزدهاي بعدي اين مقام هستند، ياري مي رسانند. به علاوه آنها حق ورود به «كونكور» و سهم بردن از گاوهاي قرباني شده را دارند. به علاوه ، يك روز بعد از بر گزاري جشن سالانه ، اعضاء قبيله « مازاهار» به خانه «ماگو» در محلي به نام «جاچار»
مي روند و چيزهايي مثل ماليات نقدي ، گاو نر و گوسفند به وي تقديم مي كنند. همچنين «ماگو »  هر دوسال يك بار ، سفري به دهكده «ما- زاهار» مي کنند وهداياي خود را جمع مي نمایند.

       «... نمايندگان ديگري نيز  وجود دارند كه مرداني از قبيله «ياگوتيب » با نام «يادارا- مارگتا» قبيله «مازاهار» با عنوان « ياهيمار- دام» و از قبيله «ياهارا- زارا» كه حاميان مذهبي «واغ » مي باشند. [19]

       «يادارا- مارگتا» و «ياهيمار- دام» حق مشاركت در مراسم پوشيدن لباس مقدس در روز عيد
« چايست » و ورود به «كونكور» را دارند. آنها همچنين مي توانند از گاوهاي قرباني شده سهمي داشته باشند
.

      «.... «يا كورتيا ياهورا- زارا» تنها مردمي هستند كه حق ساخت سقف « يساواغ زاگار» خانه واغ را دارند مراسم مسقف كردن خانه مقدس نيز مراسمي روحاني است و اين گروه ، از هداياي اين مراسم سهم مي برند.»[20]

 

6-  آئين پرستش در «اوجيات »

      «... «واغ » خداي آسمان است و شهاب نشانه قابل مشاهده او مي باشد. پيروان اين آئين معتقدند كه «اوجيات » داراي قدرت خارق العاده و ماوراء الطبيعه اي است كه « يگ زار» برترين خدايان به او واگذار كرده است تا بتواند فعاليت هاي فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه را سامان ببخشد.«واغ» نقش مركز ثقل  فعاليتهاي سياسي و عبادي قبائل گورا گه را بازي مي كند». [21]

       اعتقاد بر اينست كه « اوجيات » داراي قدرتي روحاني براي افزايش شجاعت و توانائي پيروان جهت پيروزي در ميادين نبرد ، توسعه قلمرو ، تقويت قدرت سياسي آنان  و محافظت از مردم در برابر بلايايي مثل  بيماري ، خشكسالي و قحطي و... مي باشد. مهمتر از همه اعتقاد براين اينست كه « واغ » عهده دار حفظ امنيت ، نظم و عدالت اجتماعي است و در اين جهت واسطه و شوهرش ، بار تمامي مسئوليت هايي كه خدا بر دوش آنان گذاشته است را متحمل مي شوند.

       پيروان «واغ » بايد حسن نيت و نظر مثبت «واغي » كه به آن اعتقاد دارند را بدست آورند .زيرا وي ياري دهنده و حمايت كننده اصلي آنان در تمامي مراحل زندگي به ويژه جنبه هاي سياسي و هنگام بروز جنگ است. اين امر از طريق عبادت و اهداء هدايا و قرباني قابل وصول است .

       «... جشن سالانه ای  به نام « چايست» در اين منطقه برگزار مي شود كه يكي از طرق مهم جلب رضايت « واغ » از طريق واسطه موجود و همكارانش مي باشد.

       اين مراسم هرساله توسط مردان معتقد به « واغ » در ماه «هيدار» ( يعني انتهاي ماه ميلادي نوامبر و اوائل دسامبر ) تنها در روزهاي سه شنبه برگزار مي شود، زيرا اعتقاد بر آن است كه « واغ » در يك سه شنبه وارد «واغ آپاچا» شده است . يك هفته قبل از شروع جشن بزرگان و پيروان « چاها» به منظور گفتگو پيرامون چگونگي برگزاري جشن به «يا بازي » مي روند ودر آنجا روز دقيق برگزاري جشن «چايست » را اعلام مي كنند. به اين يك هفته اصطلاحاً « يا-واغ- گوتانا» گفته مي شود. [22]

 طي مدت «گوتانا» بروز هر نوع درگيري ، نزاع يا قانون شكني حرام و ممنوع اعلام شده است.

       « گوتانا» زماني مقدماتي است كه طي آن پيروان شركت كننده در جشن ، هداياي خود را آماده
مي كنند و سرودهاي مذهبي خاص خود به نام « باديرا» را مي خوانند.

       زنان نيز نان و « ساحار»- نوشيدني سنتي تهيه مي كنند و خانه ها و لوازم شان را پاكيزه مي نمايند. ساير  مردم نيز كلبه هاي موقتي كوچكي در مسير و اطراف « واغ آپاچا» مي سازند كه به منظور فروش لوازم دست ساز مورد استفاده قرار مي گيرند.[23]

       هنگاميكه مقدمات لازم براي اجراي جشن كامل شد، جشن در «واغ آپاچا» كه مركز برگزاري آن است آغاز مي شود. رئيس و بزرگ مراسم عبادي در بين ساعت 4 تا 5 صبح از « يا- بازي » به « واغ آپاچا» مي آيد و رسيدن وي به محل ، نشان دهنده آغاز جشن است . دختر مورد نظر پس از كنترل همه چيز و اطمينان از منظم و كامل بودن لوازم وارد « واغ- زاگار» و برروي صندلي مقدس مي نشيند.

      «ماگوها» و نزديكان دختر مسئول آماده سازي « واغ آپاچا» قبل از ورود وي مي شوند و به اين ترتيب مراسم مذهبي را هدايت مي كنند و هداياي مردم را براي واسطه و خودشان گرد مي آورند.

        «... بسياري از پيروان در روز جشن ابتداء به آبشار مقدسي به نام « وارا-باچات » در رودخانه
« غاچار» كه در مرز بين روستاهاي « واغ
آش » و «واغ آپاچا» قرار دارد سفر مي كنند.

       آنها در آنجا مراسم عبادي خاصي را به جا مي آورند، گوسفنداني را قرباني مي كنند كه بخشي از گوشت آن را به همراه شير، پنير و ناني كه به شيوه اي خاص تهيه مي شود به آب مي اندازند و براي  «داموآ آمیويت » الهه شفابخش و «واغ » دعا مي كنند. آنها بر اين اعتقاد هستند كه غروب روز قبل از جشن،« اوجيات» از « واغ آپاچا» عبور مي كند. هرساله حدود 300 گوسفند در اين محل قرباني
 مي شود. سپس پيروان بعد از انجام مراسم دعا و قرباني و توزيع گوشت ، شير، پنير ونان به «واغ
آپاچا» مي روند. [24]

       در صبح روز جشن تعداد زيادي از پيروان ذكور، از روستاهاي اطراف به «واغ- آپاچا» سفر مي كنند. اكثر اين زائران پيروان قديمي رب النوع هستند، اما در بين آنان كساني نيز مشاهده مي شوند كه اين آئين را به تازگي پذيرفته اند.

       شركت كنندگان در مسير خود به «واغ آپاچا» هداياي مختلفي را به همراه مي آورند و سرودهاي مقدسي را سر مي دهند. آنها اغلب در گروههاي 20 تا 50 نفري سفر مي كنند.

        علاوه بر آن گروههائي نيز از گوراگه ازمناطق مختلف كشور تشكيل مي شوند و از شهرهاي مختلفي مثل آديس آبابا، نضرت(ناصره) ،آواسا،جيما، ديره داوا،نكمت ، متو، ديلا،بیر گاچف ، اسلا و آمبو ، صدها كيلومتر به سوي « واغ آپاچا» سفر مي كنند تا در جشن سالانه «چايست » حضور بهم رسانند. برخي از زائرين كه با اتومبيل مسافرت مي كنند ، معمولاً هداياي گرانبهاتري نسبت به روستائيان
مي آورند.

« اين هدايا شامل موارد زير مي شود:

1 « توت راش » : ظرف هاي سنتي حاوي عسل كه اغلب از شاخ گاو ساخته مي شود.

2- «كواريا » يا «اينجاپا»: كه كوزه هائي ساخته شده از گل مي باشند.

3- چترها وحصيرهاي رنگارنگ

4- »گيمجا»: انواع مختلف لباس محلي

5- «كوامرا»: وسائلي كه با شيوه خاصي از چوب تهيه شده اند.گوساله هاي نر، درفش هاي مخصوص و پول نقد از جمله هداياي جشن «چايست» محسوب مي شود.»[25]

        شركت كنندگان در جشن « چايست » بر مبناي سن ، مذاهب و شايستگي هاي اجتماعي به گروههاي مختلف تقسيم مي شوند.

       اسب سواران به «يا واغ زاگار» مي روند در آنجا تيرهايي از تفنگ ها  وطبانچه هايشان شليك
مي كنند و گاوهاي نر زيادي قر باني مي شوند، مردان سرودهاي مقدس و جوانان آوازهاي سنتي فولكوريك مي خوانند و بزرگان و شخصيت هاي مذهبي و حاميان سایر خدايان نيز در اين جشن شركت مي كنند.

        «مويات ها » كه حاميان اصلي « واسطه» بشمار مي روند با انجام رقص هاي مخصوص ، فعالانه در اين جشن شركت مي كنند. سپس آنها  لباس هاي ويژه اي از جنس پوست كه مخصوص اين مراسم است بر تن مي كنند و نزديكان « واسطه » و همسرش به همراه « ماگوها» نذورات مردم را جمع آوري مي كنند. [26]

       بالاخره حدود ساعت 30/5 عصر، تمامي شخصيت هاي مذهبي از قبيل شخصيت هاي برجسته قبائل، واسطه ها به همراه انبوهي از حاضران خارج از « ياواغ زاگار» مي ايستند و در آنجا شروع به خواندن اشعار و سرودهاي مذهبي به منظور نفوذ بر قدرت خارق العاده رب النوع « اوجيات » و جلب رضايت وي مي كنند. آنها معتقدند اگر رب النوع از عبادات آنها راضي باشد ، واسطه از « ياواغ زاگار» خارج شده و به » واغ عام » مي آيد. خدا از طريق واسطه خود پيامي روحاني را به « ماگوها» مي رساند كه با عنوان « واغ هاپارام » خدا صحبت كرد- شناخته مي شود . خروج واسطه از خانه مقدس «واغ واتام» خروج خدا ناميده مي شود. در صورتي كه خدا از امور انجام گرفته رضايت لازم را كسب نكرده باشد، واسطه از خانه مقدس خارج نمي شود و پيامي نيز ارسال نخواهد كرد.

       « .... تلاش پيروان براي جلب رضايت خدا ، ابتدا از « واغ زاگار» آغاز مي شود، محلي كه گردانندگان اصلي مراسم عبادي در اطاق مقدسي به نام «كونكور» مي نشينند. در اين اطاق سه گروه »ماگوها» به نام «هاي جاكار»،«اتشاوا» و«ابسووا» حضور دارند كه لباس هائي به رنگ قرمز بر تن و زنگي كوچك در دست دارند و در اين لحظه واسطه، با جلو ه اي روحاني  ، زنگ را به دست راست خود مي گيرد و مي ايستد . اين حركت نشانه آن است كه رب النوع از عبادات و كارهاي صورت گرفته راضي است».[27]

        سپس واسطه با كمك « ماگو » لباس مقدس خود را مي پوشد و به همراه گروه مورد بحث از « واغ زاگار» به سمت «واغام » حركت مي كند و دوباره به خانه مقدس باز مي گردد. حاضران خارج از خانه با فرياد « اليلي اليلي » به معني سپاس و تشكر و سپاس از « اوجيات » تفنگ ها و طپانچه ها يشان را به سوي آسمان شليك مي كنند. هنگاميكه دختر به « واغ زاگار بازگشت «واغ » پيامي براي «ماگوها» در اين محل مي فرستد و بعد دختر شروع به بيان عباراتي مقدس مي كند. در بين سخنان مقدسي كه از جانب خدا بر زبان دختر جاري مي شود، به پيروان گفته مي شود كه چه بايد بكنند، برخي از افراد در حاليكه به نام خوانده مي شوند، موظف مي گردند گاوهائي را به بزرگان و مجريان مراسم عبادي اهداء كنند.

       پس از پايان سخنان دختر، «ماگوها» در حالي كه علف هاي سبز و تازه اي در دست دارند از « واغ زاگار» خارج مي شوند و شروع به خواندن سرودهاي مقدس مي كنند كه اين مرحله نمايانگر پايان مراسم مي باشد.

 

7-  جشن «ابا- كازاوا»

       «.... مراسم عبادي ديگري نيز هفت روز بعد از جشن « چايست» به نام « ابا- كازوا» صورت
مي پذيرد كه همه بزرگان و شخصيت هاي مذهبي كه در جشن قبل حضور داشتند ، در آن نيز شركت دارند. اين مراسم در « واغ
آپاچا» برگزار مي شود . بزرگان در حالي كه آنچه براي مراسم لازم است ، از قبيل نان ، كره مخصوص و گاوهاي نر و ... را تهيه كرده اند ، گرد مي آيند. طي اين مراسم گاوهاي زيادي قرباني مي شوند و مردم براي روزهاي متوالي مي خورند و مي آشامند و سرودهاي مقدسي سر
مي دهند و آنچه تحت عنوان پيام هاي خدا در روز جشن « چايست » بيان شده بود، توسط « ماگوها» به بزرگان گزارش داده مي شود وپيروان بر مبناي بيانيه صادر شده عمل مي كنند».[28]

      جشن «ابا- كازاوا- » در واقع ادامه جشن «چايست» است . پس از خواندن دعاهاي لازم ، همه پراكنده مي شوند كه به اين صورت اين مراسم نيز پايان مي پذيرد.

      علاوه بر مراسم فوق ، به منظور بيعت مجدد با واغ مراسم ديگري در ماه سپتامبر برپا مي گردد كه با نام «يا-دار- مكار» شناخته مي شود. اين مراسم عمدتاً توسط مردان جوان انجام مي گيرد و طي آن آنها دسته هايي از علف  كه به شكل خاصي آماده شده اند و بنام «توت راش » ناميده مي شوند را براي واسطه مي آورند و وي كه در خانه مقدس مستقر است اين هديه ها را دريافت مي دارد . اين هدايا به سوي سقف خانه مقدس پرتاب مي شوند . جوانان و افراد كهنسال سوار براسب در حاليكه سرودهاي مذهبي مي خوانند به سوي « يا- بازي » مي روند و گاوهاي نذر شده نيز توسط «ماگوها» قرباني
 مي شوند.

       همچنين در مواقع قحطي ، خشكسالي و طاعون ،مراسم عبادي را در «واغ آپاچا» برگزار مي كنند. مثلا گوراگه هاي منطقه گومر غذاي مخصوصي از جو تهيه كرده و به « واغ » تقديم مي كنند . آنها تلاش مي كنند « واغ » و قدرت خارق العاده او را با هديه آوردن ، قرباني كردن ، دعا خواندن و سرود سردادن تحت تأثير قرار دهند.

       در زمان جنگ نيز جنگجويان ابتدا گاوهاي نري را در « واغ آپاچا» قرباني مي كردند و معتقد بودند  كه خدا در صحنه نبرد به آنها كمك خواهد كرد و آنها را از ضعف ، گرسنگي ، ترس ، بيماري ، و ساير مشكلات حفظ خواهد نمود.

      در ميان تمامي « واغ هاي گوراگه»، «اوجيات »،  تواناترين و قدرتمندترين آنها در ياري رساندن به جنگجويان محسوب مي شود . اين واغ در عين حال به عنوان « واغ » ارشد نيز شناخته مي شود.

      « اوجيات » براي قرون متمادي توسط گوراگه هاي « چاها» مورد پرستش قرار گرفته است و در تمام اين دوران اعتقاد بر آن بوده كه وي روز به روز قدرتمندتر شده و توسعه و غناي منطقه ، رشد كشاورزي و دامپروري در ناحيه مديون قدرت اين « واغ » بزرگ مي باشد.  

      در ضمن اين واغ به عنوان خداي حافظ صلح ، نظم و عدالت در جامعه شناخته شده است . اين وظايف مذهبي به منظور ثبات سياسي بيشتر در شوراي « ياجوكا» كه شورائي گسترده ، متشكل از بزرگان قبائل مختلف گوراگه مي باشد و قرن ها پيش در « يا- بازي » و در منطقه « ياجوكا» تأسيس گرديد، منعكس مي شوند.

       نام اين شورا از محل مقدسي به نام « ياجوكا»  گرفته شده است ، اين شورا تنها نهاد قضائي گوراگه هاست كه گفته مي شود به وسيله قدرت روحاني «اوجيات » ايجاد  شده و توسعه يافته  است.

      در افسانه ها آمده است كه «واغ عادل» ، منطقه «اوجيات » را به عنوان مكاني مقدس اعلام   نموده است . لذا مراسم عبادي بايد در اين محل انجام پذيرد ، در ضمن به مردي به نام « ميسا-كويو»، فرمان داده شده است وروح عدالت را در اين ناحيه مستقر كند. گفته مي شود بيش از اين رويداد هرج ومرج در منطقه گوراگه حكمفرما بوده اما هم اكنون جاي خود را به نظم و عدالت داده است .

شوراي «ياجوكا» به خوبي توسط آقاي "shack " در متن زير معرفي شده است:

       « .... به طور خلاصه،شوراي «ياجوكا» در گوراگه ، كاركردهاي مذهبي ، قانوني ، سياسي و ساير جنبه هاي جامعه را با هم مي آميزد. درست مثل دادگاه عالي «كوتو» در « لوزي»آفريقاي مركزي ،
ياجوكا به عنوان مجلس ، شورا و سازمان خدمات مدني عمل كرده و استحكام  بيشتري به وضع عدالت در منطقه گوراگه مي بخشد. اين نهاد قوانين جديدي وضع  و تغييراتي در جهت مصلحت جامعه در قوانين گذشته ايجاد مي كند .همچنين تلاش مي كند قوانين وضع شده در چهارچوب فرهنگ و اعتقادات مذهبي گوراگه باشند، لذا از اين طريق نظمي استوار در جامعه برقرار مي نمايد.»[29]

       واسطه «واغ » و شوهراش «دامو» نقطه ثقل شوراي ياجوكا هستند و در عين حال هفت نفر قاضي منتخب از بين ريش سفيدان قبائل و نمايندگان مراسم عبادي رب النوع «بوزها» و «الهه » داموئيت» در اين شورا حضور دارند.

       شركت واسطه حتي بدون حضور مستقيم در شورا به نظم و انسجام آن كمك مي كند و قوانين  «ياجوكا» كه «ياجوكا- قيچا» ناميده مي شوند.از سوي مردم به دليل ترس از تنبيه « واغ» به شدت مورد رعايت قرار مي گيرند. اين شورا از طريق قوانين موجود ، روابط سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي جامعه را تنظيم مي نمايد.

 

سخن آخر

       ايمان به نيروهای طبيعي كه در مزارع ، كشتزارها ، بيشه ها ، درياها وآسمان منعكس هستند را « جان گرائي » اعتقاد به جاندار بودن همه اشياء طبيعت  آنيميسم گويند.

       از آنجائيكه در جامعه گوراگه مرگ و مير زياد بوده ، لذا مردم مخلصانه نيروي باروري طبيعت را ستايش مي كردند. مسلماً  یک گوراگه « واغ پرست » سرشتي ديني دارد و اعتقاد ديني او مشتمل بر عناصري از « فيتيشيسم » و خرافات است و «واغ » نمايشگر واقعيت بنيادي طبيعت است .در خصوص سرشت ديني و فطرت خداپرستي انسانها، استاد مطهري در كتاب علل گرايش به ماديگري ، تحت عنوان:« بت پرستي ، دليل بر خداپرستي است » مي نويسد: اينكه بت پرستان موفق شدند، مردم را به
بت ها متمايل كنند دليل وجود خدا پرستي مردم است .

      مردم قبيله گوراگه براي تسكين خدايان و رب النوع هاي خود، به شعائر فراوان مشتمل بر دعا، قرباني و تشريفات دست مي زنند. اجراي شعائر معمولاً بر عهده زنان كاهن است و اينان براي دور كردن  «ديوها» -موجودات اهريمني- بخور مي سوزانند و براي برانگيختن خدايان غافل ، شيپور مي زنند و
زنگ ها را به صدا در مي آورند و همگروه، نيايش سرائي مي كنند. با اميد به تضمين باروري باغستانها، كشتزارها، پيروان شادمانه ميوه ها و محصولات را به نشانه سپاسداري ، نزد الهه هاي خود مي برند.

       واغ پرستان قبيله گوراگه اتيوپي علامات مقدس بسيار دارند و ظاهراً آنها را همانند خداياني كه مدلول اين علاماتند ، مي پرستند.

       آنان براي هريك از مظاهر طبيعت و جامعه ، براي هريك از نيروهاي زميني و آسماني ، خوشي ها و ناخوشي ها ، نيكي ها و بدي ها مظهر ويا خدائي را شناسائي كرده و دارند . و نكته جالب اينجاست كه خداي آنان از هيأت انساني برخوردار است و بيشتر خدايان گوراگه بجاي آسمان در زمين سكونت دارند.

       پيروان براي رضايت خدايان و ايمني از خشم آنان ، قرباني مي كنند ودعا مي خوانند و در مراسم  ومناسبتهاي مختلف هداياي نفيسي بر اي خدايان مي برند و اين واضح است كه خدايان از اين هدايا بهره اي نبرده وكاهنان از آنها سود مي جويند.

      « فيتيشیسم » يا خرافه پرستي ، بعلت عدم درك بشر از رابطه علي و معلولي اشياء ،در سراسر آفريقا رواج فراوان داشت و دارد و معضلي است كه ميتوان آن را با كمي تلاش و مجاهدت حل كرد.

        نگارنده بر خود فرض مي داند دراين نوشتار از مجاهدان مسلماني كه براي زدودن آثار شرك و كفر در منطقه گوراگه اتيوپي با نثار جان و مال خود با خرافه پرستي مقابله كردند، يادي نمايد.

       به اعتقاد تمامي آگاهان ، در نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي شيوخ و مبلغان مسلمان كه معروفترين آنها«امام باسكه »، «شيخ حسن اينجامو» ، «شيخ علي نور» و « امام سيدي » مي باشند، در گسترش اسلام در منطقه گوراگه نقش اصلي را بازي كرده و در حال حاضر بخش زيادي از منطقه گوراگه را مسلمانان شافعي مذهب كه گرايش به تيجانيه دارند، تشكيل مي دهند.

       همچنين عمليات جهادي « امام احمدابن ابراهيم» از عوامل مهم در گسترش اسلام در منطقه گوراگه به شمار مي رود .همچنين از ديگر عواملي كه به گسترش اسلام در منطقه گوراگه كمك كرد، نفوذ تاجران هندي ، مصري و ايراني بودند كه براي تجارت طلا، عاج فيل به منطقه آمدند.

       با اميد به روزي كه جهل و خرافه پرستي از انديشه بشري و جوامع انساني رخت بربندد و انديشه الهي و يكتا پرستي جايگزين آن گردد.

به قول علامه اقبال لاهوري :

جوهرما با مقامي بسته نيست                                       باده تندش به جامي بسته نيست .

هندي و چيني سفال جام ماست                                 رومی وشامي گل اندام ماست

قلب ما از هند و روم و شام نيست                                   مرز بوم ما بجز اسلام نيست

 

منابع ومآخذ



Tim Ingold,An Sociological Survey of Gurage,vol 25,No .2pp.208-289-  [1]

 2-Tschai Berhane-Selassie,Gender and Occupational Patters in Wolayta:Imposed Femininity and Mysterious survival in the Ethiopia in Gender Issues in Ethiopia,(ed.Tschai Berane Selassis)1991,pp.15-30

 

[3]-C.W.Isenberg and J.L.Krapf.Journals of the reverend Massers Isenberg and Krapt(London,1843)p.181

 4.W.Leslau,An Ethiopian argot of a Gurage Secret  Society , Journal of  African Languages,(1964),III

5- G.W.B. Huntingford ,The Glorious Victories Of Amda Tshion ( Oxford,1956) p.20

6-Ibid.,P .37

7- Ibid.PP.42- 43

8- The Origins Of Outeasts in Ethiopia, Reflections of an Evolutionary theory" Abbay , 1979,p.149.

9- Sergei Tokarev, History Of Religion. Moscow , 1989

P.385

10- I.M.  Lewis, "Spirit Possession and Deprivation Cults ."

1969. Man Vol. I,             No .3,p.308

11- Getahun Delabo,  Op. cit,   p.99  cf,    W.Shack ,    The Gurage , p.20

12. Bariu        Tafla," Ras  Gobana  Bacha , Abba Tegu ,  1821 – 1889," Journal of Ethiopian Studies,I,2(July 1967) p.149.

13. Ibid. p.165

14. Tim  Ingold , Op cit , p.109

15. Ibid. p.169

16.Agadabano   Gurage under the kings military service.,p.

34

17.Ibid., 123

18.Enrico-Cerulli."   Fork-    Litrature of the Gallas  of  Southern. Abyssinia,"Harvard  African  studies, vol.3(Cambridge,Mass.1992), p.163

19.G.W.B.  Huntingford, Op  cit,p. 32

20. Lange, 1982.   49,50,69   etc, and   p.161,particularly on hunters in Sheka.

21. Lewis,p.205, On the conspicuous destruction of property   seefor  instance ,   E.N.  Cohen   and E.N.Cohen   Eames , Cultural   Anthropology , 1982, pp.148-149

22.Levine,Donald Wax and God :Tradition and innovation in Ethiopia culture.Chicago University press,1965 p.65

23. Lewis,   H.S. Peoples of the Horn of Africa. London: internathional African institute.1955 p.101

24. Tschai  Berhane – Selassie , Op  cit,pp. 45-47

25. Ludolphus,Tab, A  new History of Ethiopia. London: Samuel  smith , 1684 p. 50

26-M.Lionel Bender(ed).The Non-Semitic Languages of Ethiopia 1976 p.7

27. Ibid, p.56

28.Ernest   Cerulli.Peoples of South- Western  Ethiopia and its Borderland . London 1950   p.89

29.Tim Ingold , Op ,cit, p.78

30- مشاهدات عيني و تحقيقات ميداني نگارنده از قبيله گوراگه در كشور اتيوپي

 

        ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

                    استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز می باشد.با تشکر/مهرنیا

        --------------------------------------------------------------------------------------- 

     کلید واژه ها:  آفریقا/شيندار/اتيوپي/كومز/گوراگه/مسكل/زيوي/اومو/منليك/ياجوكا/بوزها/دامويوئيت/آنيميست/رب النوع/واغ/اوجيات/زينه ماركوس/والامو/جرجيس/اياسوس/اني مور/گي تو/ساريت/گالا/بولگا/يابازي/آپاچا/موهر/فيتي وات/آدا/زاگار/واديجه/ماگويز/مارگيتا/مازاهور/دامو/كومنتب/سيلته/هديه/آزارنت/مسكان/والان/بربار/گيتو/چاها/دراويش تيجانيه/يقزار/ينانگار/قساب/مهير/اياسوس/سامار/انفاشا/مكوس/سيدامو/واسطه/اتشاوا/آبسووا/هاپارام/واغام/كازاوا/توت راش/چايست/دارمكار/شانك/ميسا كويو/كوتو/لوزي/جان گرائي/فيتيشيسم/ديوها/شيخ حسن اينجامو/امام باسكه/اقبال لاهوري/امام احمد ابراهيم/شيخ علي نور/امام سيدي/مسلمان شافعي/تيجانيه/ /مهرنیا

=============================================================

 

ایمیل های شخصی نگارنده:

kmehrnia@yahoo.com                  kmehrnia@gmail.com

====================================

لطفا برای مطالعه مطالب بیشتر در خصوص  آفريقا به قسمت راست وبلاگ(آرشیو موضوعی)مراجعه و مقاله مورد نظر را رویت فرمائید.با تشکر.مهرنیا

=========================================================================  

  باسلام حضور مراجعین محترم و معزز:از آنجائیکه تصاویر این وبلاگ در چند نوبت مورد دستبرد وهک قرار گرفته است لذا عکس های مستهجن و نامربوط که بعضا در آرشیو ملاحظه می فرمائید مر بوط به نگارنده نبوده و از این پس نگارنده سعی دارد تا مطالب خود را غیر مصور منتشر نماید.پیشاپیش از حضور همه سروران و مراجعین عزیز پوزش می طلبم.با تشکر/مهرنیا

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                    

نوشته شده توسط سید کاظم مهرنیا در 20:30 |  لینک ثابت   •