دوشنبه 1386/04/25
طریقه ها و فرقه های اسلامی در نیجریه(1)/ کاظم مهرنیا
طريقهها و فرقههاي اسلامي در نيجريه
(قسمت اول )

نگارش از:سيدكاظم مهرنيا
مقـدمـه
نيجريه كشوري است با جمعيتي بالغ بريكصد و چهل ميليون نفر ، يكي از مهمترين كشورهاي مهم حوزه غرب آفريقا به حساب ميآيد. همچنين نيجريه به جهت برخورداري از دو فاكتور ديگر يعني ، ثروت و قدرتبعنوان يكي از محوريترين كشورهاي منطقه غرب آفريقا محسوب ميشود.
اين كشور از نظر گرايش فكري ، به سه گروه مجزا از هم تشكيل ميشود; كه ذيلاً عبارتند از:
الف ) مسلمانان كه بيش از 60% جمعيت را شامل ميشود.
ب ) مسيحيت كه حدود 30% جمعيت از آنان ميباشد.
ج) باورهای آنيميستی (کسانی که قائل به مذاهب وباورهای بومی هستند) 10% جمعيت را تشكيل ميدهند.

مسلمانان كه اكثريت جمعيت نيجريه را در برميگيرند ، عمدتاً در شمال زندگي ميكنند و زندگي آنان نشأت گرفته از اسلام است و اكثريت مسلمانان از اهل تسنن متمايل به فرقه مالكي ميباشند.
.jpg)
نيجريه در تاريخ معاصر خود ، به ويژه سال هاي پس از استقلال ،شاهد تحولات اجتماعي و فرهنگيفراواني بوده است . آشنائي جوانان نيجريه با جريانات مذهبي ديگر كشورها، گرايشهاي مذهبي آنان را متنوعساخته است . اين آشنائي از طرفي باعث غني سازي آگاهي و اطلاعات مذهبي جوانان و نيز بوجود آمدن زمينهمساعد براي بحثهاي كلامي و گفتمانهاي مذهبي بوده است ولي از طرف ديگر مسبب پديد آمدنناهنجاري هاي فكري و مذهبي گشته است . تاسيس كعبه در ايبادان در سال 1997 میلادی،ظهور فرقه قرآنيون وآلوده شدن آئينهاي عبادي كليسا با مراسم جادو و مناسك مرموز اديان بومي گذشته از جمله انحرافهاي نوينمذهبي جامعه قبيلهايي نيجريه است.
نگارنده در اين نوشتار سعي دارد با معرفي فرق و طريقههاي مختلفاسلامي در نيجريه به اين سئوال اصلي كه علل ظهور اين فرقهها چه بوده ، را پاسخ دهد ، سپس به نحوهبهرهبرداري و استفاده بهينه از زمينههاي مساعد كلامي و ريشههاي تاريخي بعضي از گروههاي صوفيه رادرجهت تقويت و نهادينه شدن مذهب تشيع در اين كشور بررسي كرده و راهكار مناسب را در اين زمينه ارائه وتبيين نمايد.
حال با اين مقدمه ، ذيلا به معرفي و آشنايي با فرق مختلف اسلامي در نيجريه پرداخته خواهد شد:
فرقههاي اسلامي در نيجريه
1) فرقه مهدويه :
اين جنبش در قرن نوزدهم تاثيري عميق بر شمال نيجريه گذاشت و "عثمان دان فوديو"[1] شخصيت بانفوذنيجريه و محبوب همه مسلمانان هوسا زبان ، معتقد به مهدي(ع) بود و اينكه او تنها پيامآور ميباشد و از اينكه خودرا مهدي (ع) بنامد هميشه ابا داشت .
عقیده به مهدويت در شرق نيجريه توسعه يافت و مردي جنگاور به نام رابح به وي كمك كرد كه يكحكومت از معتقدان به مهدويت تشكيل دهد.او همچنين توانست شخصي از اخلاف عثمان دان فوديو به نام"هياتو"(Hiato) را با خود متحد كند كه مدعي سلطنت سوكوتو بود. با اين حال هردوي اينها از بين رفتند.رابح درجنگي عليه فرانسويها (1900) کشته شد و هياتو هم كمي بعد به دست پسر رابح كشته شد و با از بين رفتنآنها، مهديگرائي نيز به سرعت رو به افول گذاشت . مضافاً اينكه حضور اروپائيان در اطراف چاد نيز نگرانيهايديگري را موجب شده بود . با اين همه هنوز هم امروزه نشانههايي از مهدي گرايي در افكار مذهبي اين مردمباقي مانده است .[2]
2) طريقت اهل البيت (جماعه امام الكاظم(ع)):
جماعت امام الكاظم(ع) در نيجريه كه خود را طريقت اهل البيت(ع) مينامند ،تاريخ تأسيس و ظهور اينجماعت مشخص نيست . اعضاء جماعت ميگويند، 16 سال از عمر جماعت ميگذرد ولي به نظر ميرسد كهجماعت با برگزاري اولين جشن تولد حضرت امام موسيكاظم (ع) در سال 1991 میلادی تأسيس شده است .
![]()
لاگوس محل تأسيس اين جماعت بود كه از لحاظ سنتي و اجتماعي سئوال برانگيز است . زيرا شمالبطور سنتي محل پديد آمدن گروهها و جمعيتهاي مذهبي بوده است و شهر شلوغ و اقتصادي چون لاگوسمحل مناسبي براي رشد جريانات فكري و مذهبي نبوده است . اين گروه هنوز در جامعه مذهبي نيجريهمعروفيت چندانی ندارند. برنامه جشن اين گروه به مدت يك هفته ميباشد و تحت عنوان "جشن جدنا"(Jadduna Festival) در لاگوس مراسم ميگيرند.

رهبري جماعت در ملاء عام ظاهر نميشود و هيچكدام از افراد گروه او را معرفي نميكند فقط ميگفتندكه رهبر ما هميشه مخفي است و خداوند براي هدايت و ارشاد خلائق به وي الهام ميكند. رهبر مازنده است وفعاليت ميكند و وي خود امام كاظم (ع) است كه دوباره به دنيا بازگشته است .

اين گروه در منطقه "بداگري" (Bad AGRY) لاگوس مسجدي و تجمعي دارند. آنان مدعي بودند كه مانندساير مسلمانان عبادات و فرائض ديني خود را به جاي ميآورند و در عبادات خود،اوراد و اذكاري خاص راتكرار ميكنند . غير علني بودن اين گروه و وجود يك نظام مخفي كاري در روابط جماعت با سايرين،افكار وعقايد آنان را در هالهاي از ابهام قرار داده است .
براساس مشاهدات عینی و مصاحبه حضوری نگارنده با رهبران این گروه و پیروان آنان، ميتوان اين نظريه اوليه را ارائه نمود كه اين گروه دارايگرايشهاي صوفي ـ عرفاني بوده و درباره امامت و رهبريت معتقد به تناسخ روح قدس حضرت امام موسيكاظم (ع) مي باشند و براين باورند كه روح امام (ع) در شخصي كه رهبر ميدانند حلول كرده است ودر باباصل رجعت ، معتقد به حضرت امام(ع) ميباشند.[3]
گسترش چنين عقايد انحرافي براي جريان رشد و نمو افكار و تعاليم مذهب شيعه بسيار خطرناكاست .
3) طريقه تيجانيه
احمد ابن محمد مختار ابن سليم تيجاني معروف به شيخ احمد تيجاني، اين فرقه را در سال 115 هجريو در صحراي جنوبي الجزاير بوجود آورد . وي تعاليمش را براساس بخشي از فقه مالكي پايهگذاري نمود كهمردم و علماء را به سيرو سلوك عرفاني در كنار رعايت احكام فقه و شريعت دعوت ميكند . طريقه تيجانيهمعروفترين مسلك صوفيه در نيجريه است كه مريدان و پيروان متشكلي در سراسر اين كشور دارد.

رواج آئين و تعليم اين طريقت در اين سرزمين به دهه دوم قرن نوزدهم برميگردد. شيخ عمربن سعيدالتونسي مراسم و روش هاي اين طريقه را از يكي از شيوخ طريقت بنام "محمد الغال" پس از ملاقاتي كه در مكهمكرمه در سال 1820.م فرا ميگيرد . پس از بازگشت از حج درشهر "برنو"در شمال نيجريه در سال 1833.ممستقر و در اشاعه آئين اين طريقت ميكوشد.[4]
«....تيجانيها در شمال قدرت عظيمي بودند و چنانكه در حمله ارتش فرانسه به سال 1893.م، افراد اين طريقه به سببمقابله سختي كه با فرانسوي ها كردند و در نهايت شكست خوردند. ولي اين طريقت بعنوان يك فرقه مصالحه ناپذير و بيزار از بيگانگان مطرح شدند».[5]

از ديگر كساني كه در ترويج اين طريقه در نيجريه نقش بسزائي دارد، شخصي بنام "عمرتال"[6] ميباشدكه وي قبلا پيرو قادريه بوده، وي كه عنوان خليفه را در اين طريقه براي سرزمين سياهان داشت ، مدت پنجسال (از سال 1833.م تا1838.م) را در دربار سلطان سوكوتو،"محمدبلو" [7] گذرانيد. سلطاني كه بنابه گفته هاعضويت طريقه تيجانيه را پذيرفت و با دختر عمرتال ازدواج كرد. تيجانيه در ميان فولاني ها(قبیله معروف درنیجریه)، طريقه شناختهشدهايي است.
«...نفوذ اين گونه تيجانيها در سرزمين نيجريه خصوصاً شمال اين كشور ، موجب تشويش نظام استعماري انگلستان و نيز سلاطين سوكوتو شد. دستهاول از بروز جنبشهاي شورشي وحشت داشتند ، در صورتي كه براي دسته دوم چون طريقه قادريه ، حامي آنان و نيز چارچوبي مطمئن و مستقيم برايوفاداران شان به حساب ميآمد ، بنابراين حضور هر طريقه ديگري ميتوانست براي اين نظم ،تهديدي به شمارآيد».[8]
(ادامه دارد)
منابع و مآخذ و پاورقی ها:
[1]- عثمان دان فودیو: مشهورترین چهره در سرزمین هوساها است.شخصی که بدون وی سرزمین هوساها به گونه ای که در اوائل قرن هیجده وجود داشت، همچنان سرزمینی بت پرست باقی می ماند.عثمان در پانزدهم دسامبر 1754میلادی از پدری"توکلور"و مادری که نسب اش به یکی از شرفای ادریس مغرب می رسید، در "ماراتا" به دنیا آمد.وی در" آگادس" تحصیل کرد ویکی از اساتیداش "جبریل بربری" بود که به فرقه وهابی مکه گرویده بود.عقیده بازگشت به اصل مذهب که ازسوی جبریل اظهار می شد، عمیقاً عثمان را تحت تأثیر قرار دارد، اما با این حال وی در برابر افراط گرایی وهابی ها ، تمکین نکرد. عثمان حدود به سی سال ، از عمر خود را وقف موعظه و تبلیغ وجمع آوری پیروان کرد.ویک روز درسال 1804 میلادی با تقلید هجرت پیامبر (ص) با یارانش از "گوبیر" خارج شد وجهاد معروف خودرا آغاز کرد.وی در بیستم آوریل 1817 میلادی درگذشت و ازخود امپراطوری برجای نهاد که به استثنای "بورنو"، بیشترین ایالت های نیجریه فعلی را در شمال رودخانه های"نیجر و بنوئه"می پوشاند.
[2] - ژوزف .ام.کوک.مسلمانان آفریقا .ترجمه دکتر سید اسدا... علوی (مشهد ، آستان قدس رضوی ، بنیادی پژوهشهای اسلامی ،1373)ص 327
[3] - برای مطالعه بیشتر رجوع شود به گزارش های نگارنده در رابطه با همین موضوع ، اسناد وآرشیو سال 1375 واحد اطلاع رسانی وخدمات رایانه ای سازمان
4- حضرت امام موسي كاظم بن امام جعفر الصادق (ع) هفتمين امام شيعه است كه در سال 128 يا 129 هجري به دنيا آمدند و در سال 183 ه. در زندان سندي در بغداد ودر دوران خلافت هارون الرشيد شهيد شدند و شيعيان بر شهادت يا زنده بودن حضرتشان اختلاف پيدا كردند و آراء عقايد به شرح زير ميباشد:
الف ) گروه قطعيه : گروهي از شيعيان امامیه شهادت ايشان را قطع دانسته اين گروه به قطيعه موسوماند و امام علي ابن موسی الرضا(ع) هشتمين و جانشين برحق امام ميدانند.
ب ) گروه بشيريه : گروهي ديگر پيرو محمد بن بشير كوفي كه به بشيريه معروفند، معتقد هستندكه امام هرگز رحلت نكرد و به زندان هارون نرفته ، بلكه او مهديقائم(ع) است .
ج)گروه ممطوره: ممطوره در لغت به معني "باران خورده"كه در اصل همان كلاب ممطوره بوده كه به معني سگ باران خورده است ،كه "كلاب" در اثركثرت استعمال حذف شده است. اين گروه منكر مرگ امام (ع) هستند و مخالفين، اين گروه را چنين لقب دادهاند.
د)گروهي او را مهدي قائم (ع) دانسته ولي اعتقاد دارند كه او مرده است و بعد از او هيچ امامي نيست و پس از مرگاش رجعت خواهد كرد و در جائي پنهان ميشود و يارانش با وي مخفيانه ديدار خواهند كرد.
ه)گروهي ميگفتند كه ما نميدانيم او مرده يا زنده است ، زيرا اخبار بسياري آمده است كه او مهدي قائم(ع) است و دروغ پنداشتن آنها روا نيست . به مرگ و زندگياو بايد درنگ كرده و بر امامت او استوار باشيم تا حقيقت حال وي معلوم گردد.
و) گروهي ديگر بر اين عقيدهاند كه امام كشته نشده است ، بلكه مرده است و خداوند او را چون حضرت عيسي(ع) نزد خود به آسمان برده است و دوباره بازميگرداند.
10- مشاهدات عینی و تحقیقات میدانی نگارنده:نگارنده طی سال های 1995 تا 1997 میلادی در نیجریه با رهبران اکثر فرقه ها و گروه ها و همچنین پیروان آنان طی ساعت ها ی متوالی مناظره و مصاحبه جامعی داشته و در مراسم همه آنان برای شناخت بیشتر شرکت کرده و این نوشتار بخش کوچکی از همه تجربه ها و نشست های مفصل حاصل از تحقیقات میدانی نگارنده از کشور نیجریه می باشد.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز می باشد.با تشکر/مهرنیا
------------------------------------------------------------------------------------------
کلید واژه ها: آفریقا/نیجریه/فرقه ها و طریقت ها/لاگوس/ادیان/قادریه/احمدیه/تیجانیه/مهدویه/جماعه امام کاظم(ع)/عثمان دن فودیو/ فرقه قرآنیون/مالکی/شیعه/محمدالغال/تسنن/مهرنیا
_______________________________________________
ایمیل های شخصی نگارنده:
kmehrnia@yahoo.com kmehrnia@gmail.com


