چهارشنبه 1386/01/22
الهه های کوچک کشور غنا(1)/سید کاظم مهرنیا
الهه هاي كوچك كشور غنا
(قسمت اول )
![]()
نوشته : پيتر سارپونگ(استاد فلسفه دانشگاه غنا)
ترجمه و تدوین : سيد كاظم مهرنيا
اشاره :
اين مقاله برگرفته از كتاب Ghanain Retrospect نوشته Peter Sarpong مي باشد.عنوان دقيق مقاله Minor Deities مي باشد كه براي فهم بهتر مطلب، « الهه هاي كوچك كشور غنا » ترجمه شده است .دراين نوشتار، نگارنده ابتدا الهه ها را به چهار دسته تقسيم كرده وبراي هرگروه وطبقه اي ، رب النوع آنان را معرفي نموده است .سپس به رابطه ميان طلسم وبت پرستي پرداخته واينكه ريشه اصلي الهه پرستي وبت پرستي ، طلسم بوده و درنهايت به مرور زمان ، اين توجه به طلسم به نوعي فيتي ميشيم منجر شده ، اشاره داشته است .ازآنجائي كه درميان آفريقائيان موضوع تناسخ روح امري غير قابل انكار مي باشد لذا نگارنده بخشي از مقاله خودرا به ماهيت الهه ها ونحوه تكوين وشكل گيري و ريشه هاي تاريخي آن اختصاص داده است.مترجم درآخرين قسمت تحت عنوان نظريه كه در شماره آتي ودر ادامه همين نوشتار خواهد آمد به نقد وبررسي اين مقاله خواهد پرداخت.

مقدمه :
درهمه كشورهاي آفريقايي وجود « خدايان كوچك»[1] حقيقتي است انكار ناپذير كه همه ازآن آگاهي دارند.اين خدايان درانواع مختلف از « خدايان بزرگ قبيله اي»[2] تا « الهه هاي كوچك شخصي»[3] كه همه آنها دريكي از چهار گروه زير دسته بندي مي شوند:
الف – رب النوع هاي قبيله اي :
الهه مردم آشانتي[4] « تانو ريور»[5] نام دارد كه اين تانوها بصورت سنتي از درجات مختلف برخوردارند وهمه اين الهه ها عموماً توسط افراد يك قبيله مورد پرستش قرار مي گيرند.
ب)- رب النوع هاي محلي :
الهه هايي كه توسط مردم شهرهاي كوچك ، محلات يا مناطق سنتي كوچك مورد پرستش قرار مي گيرند، به آنها « الهه هاي محلي»[6] مي گويند. درجات اين الهه ها وتعداد آنها بسيار زياد است وهر محله اي براي خود چند الهه دارد.
ج ) رب النوع هاي خانوادگي :
به معبودهايي اطلاق مي شود كه بوسيله بخش هاي كوچكي از روستاها مورد توجه وپرستش قرار مي گيرد وهر خانواده ويا گروه از هر طبقه اي يك الهه مخصوص به خودرا دارند.
د)- رب النوع هاي شخصي :
معبودهايي هستند كه توسط افراد پرستيده مي شوند وبه نوعي ،اين معبودها شخصي محسوب
مي شوند و يك فرد ممكن است درعين حالي كه عضو جامعه ، خانواده ويا قبيله خاصي هم باشد ولي براي خود يك رب النوع شخصي هم داشته باشد واين دو باهم منافاتي ندارد.

1- رابطه طلسم وبت پرستي :
در هر قبيله اي الهه هاي كوچك يك نام مشترك ويا عمومي دارند بغير از آن اسامي متعدد وخاصي كه عنوان مي شود ، بعنوان مثال ، اهالي قبيله « كروبوها»[7] خداي خودرا به عنوان « دزي مائوئي »[8]مي نامند كه از نظر ريشه شناسي لغت ، آن به معني « نگهبانان جهان»[9] است. مردم قبيله « آكان»[10] خدايان كوچك خود را «ابوسم»[11] مي نامند واين لغت براين معني حكايت دارد كه خداياني كه مورد پرستش قبيله آكان بودند ، جنس آنها از سنگ بوده است.
آخرين گروه از الهه هاي كوچك در بعضي وقت ها از سه گروه اول بطور مجزا مورد بررسي قرار مي گيرد واين بدين جهت مي باشد كه « خدايان كوچك»[12] در يك مقياس نزولي منظمي درجه بندي شده اند ، مگر آن خداياني كه قابل رؤيت ودسترس نباشند ويا اينكه در زماني اين خدايان با قدرتهاي ماورائي ومافوق بشري قابل تلفيق باشند.
.jpg)
فتي شيسم [13] لغتي است كه از زبان پرتغالي وارد زبان انگليسي شده كه اصل آن «فتيكو» [14] به معني
« طلسم» بوده است .اگرچه مطمئناً بعضي از عوامل وباورهاي مردمي در خلق وپديداري اين الهه ها مستقيماً دخالت داشته اند ولي اين آسان نخواهد بود كه ريشه اصلي اين الهه ها را دراعتقاد به اين طلسم ها بدانيم.مردم غنا معتقدند كه الهه ها ورب النوع ها يك منشأ روحاني داشته و از عالم ارواح به اين جهان مادي آورده شده اند وانسانها هرگز در خلق آنها هيچ نقشي نداشته اند، بلكه اين الهه ها پديداري وحيات خودرا مستقيماً از خالق بزرگ وقادر متعال دريافت كردهاند وازطرف او هم حمايت وتقويت مي شوند.

مردم آفريقا براي هريك از پديده هاي اطراف خود، الهه ورب النوع مخصوص به خودرا دارند،آنها براي رودخانه ها ، درياها و صخره ها وحتي براي خزنده ها وچهارپايان هركدام رب النوع اختصاصي دارند.
مردم آفريقا تصور مي كنند كه اين رب النوع ها از قدرتهاي ماورائي ومتافيزيكي برخوردار بوده ولذا ممكن است آنها آگاهي از نيروهاي خارق العاده وشگفت انگيز خود استفاده نمايند وسبب خوشبختي وسعادت افرادي شوند وموجبات ضرر وزيان وبدبختي عدة ديگر را فراهم آورند.
اين رب النوع ها ممكن است از جنس مذكر و يا مؤنث باشند ولي جنسيت آنها در ميزان نفوذ وتأثيرشان چيزي نمي كاهد.اگرچه اين رب النوع ها مستقيماً از طرف خداي متعال خلقت خودرا كسب كرده اند وازطرف او هم حمايت مي شوند ولي آنها ممكن است قدرت خارق العادة خودرا گاهي مستقلاً وبدون اراده قادر متعال ، مورد استفاده قرار دهند.

مردم آفريقا معتقدند كه اين الهه ها ورب النوع ها بطور قطع با ارواح مردگان تفاوت داشته وبدين ترتيب ، ممكن است اكثر پرستشگاهها ومعابد ساختگي وجعلي باشد ولي درعين حال به نظر مي رسد كه اكثر آفريقائيان علاقه وافري به اين معابد داشته وبراي اجابت درخواست خود براي آنها نذر ونياز مي كنند وهميشه آفريقائيان با ترس واحترام از پرستشگاهها ياد مي كنند.
آنها معتقدند كه الهه ها و رب النوع ها نيازمند عبادت واطاعت انسان ها هستند كه درغير اين صورت اگر انساني از عبادت واطاعت تخلف كردآن فرد متخلف وخاطي را بايد به سختي مجازات كرد چراكه ممكن است عدم اطاعت فرد خاطي ، موجبات خشم رب النوع ها را فراهم آورد.وآنها از نيروهاي خارق العادة خود استفاده كرده وموجبات تنبيه همه افراد يك جامعه را بوجود آورند.

الهه هاي قبيله اي از نظر سلسله مراتب عبوديتي واطاعتي جزو اولين دسته از الهه هايي محسوب
مي شوند كه از حق تقدم واولويت برخوردارند ودومين درجه ومرتبه براي الهه ها، متوجه الهه هاي مورد پرستش رئيس قبيله مي باشد .چراكه رئيس قبيله كسي است كه بيشترين نفوذ وتأثير را دريك روستا ويا مجموعه اي كه زندگي مي كنند، دارد ورؤساي قبايل كساني هستند كه نيازهاي زير مجموعه خودرا به نحو احسن درك كرده و آنرا تأمين مي نمايند .پس اين اهميت براي الهه مورد پرستش رئيس قبيله ، ازاينجا ناشي مي شود.

1- ريشه ها و ماهيت الهه ها[15]
اينطور نيست كه همه الهه ها ورب النوع ها خيرخواه انسانها باشند وبه انسانها محبت ولطف كنند، بلكه بعضي الهه ها وجود دارند كه بسيار موذي بوده وموجبات شرارت و شقاوت را براي انسانها فراهم
مي كنند.
مردم آفريقا براي الهه هاي خود قرباني مي كنند وبراي آنان هديه ها مي برند تا باشد كه رب النوع هاي آنان با آنها مهرباني كرده وموجبات گشايش كارها را براي آنها فراهم آورند ويا اينكه آنها را از اهداف شرور باز نگه دارد.
مهمترين وبزرگترين خدايان قبيله اي ، معمولاً خدايان طبيعي هستند ودر طبيعت اقامت دارند واين خدايان بر رودخانه ها ، كوهها ، صخره ها حكومت مي كنند.
.jpg)
«خدايان بومي» [16] خداياني هستند كه معمولاً نيازها و خواسته هاي شخصي افراد را برآورده كرده واين خدايان مورد توجه وپرستش عميق يك خانواده قرار مي گيرند وخانواده ها نسبت به خدايان خود تعصب خاصي داشته وشديداً آنرا مورد تكريم وتقديس قرار ميدهند.
نظر به اينكه همواره حوادث طبيعي ومسائل پيچيده با انسانهاي همراه بوده وهست لذا نبايد بطور آشكارا، آنان را از پرستش اينگونه رب النوع هاغ باز نگه داشت ،بلكه بايد ريشه ها وعلت اين حوادث را براي آنان تشريح نمود وتا باشد كه آنان به رابطه علي ومعلولي حوادث پي برده ودست از كار بيهوده خود بردارند .دراينجا براي روشن تر شدن حقايق مثالي ذكر مي شود:
روحي كه سبب پيدايش الهه «رودخانه هاي تانو»[17] شده است ، قطعاً اين الهه خود به خود از رودخانه بوجود نيامده است بلكه اين اذهان ، تصور وتخيل مردم غنا سبب پيدايش چنين تصور وگمان را شده است وهنوز هم اين باور درمردم غنا وجود دارد كه اگر به هدفي معين دست يابند گوسفندي را براي تشكر از « خداي تانو» آنرا به روخانه تانو هديه كند.

پس اگر يك غنايي ، وقتي به درياچه ويا رودخانه اي نگاه مي كند قبل از هرچيز او الله ورب النوع آن رودخانه ودرياچه را مي بيند ويا تصور مي كند واو به حقيقتي كه در وراي آن رودخانه يا درياچه است را تصور مي نمايد، يعني او خداي درياچه ورب النوع رودخانه را مي بيند ودر گرفتاريها ومشكلات به او توسل مي جويد واز او استعانت مي طلبد.
پس اين طرز تلقي وتفكر است كه سبب تكوين بسياري از الهه ها ورب النوع ها را درآفريقا خصوصاً كشور غنا شده است وآنها معتقدند كه هر الهه ورب النوع قادر است مشكل خاصي را حل وفصل نمايد لذا تعدد خدايان و الهه ها درآفريقا وبه اين جهت مي باشد .

ديدگاه ديگري در رابطه با پيدايش الهه ها و ماهيت نشان وجود دارد كه مي گويد:
اعتقاد مردم غنا اين است كه روح سيال و سرگردان گاهي دراجسامي كه قابليت پذيرش اين روح را دارند ، متمركز شده ودراثر مرور زمان ، آن روح با افراد تماس ايجاد كرده و از طريق آن شئي كه ممكن است سنگ يا چوب باشد ، با انسانها رابطه برقرار مي كند وسبب توجه افراد يك مجموعه به خود
مي شود وازآن زمان به بعد آن الهه درخدمت آن افراد كه به خاصيت آن پي برده اند، قرار مي گيرد.

همچنين مردم غنا براين باورند كه همان گونه كه انسانها قادر به خلق رب النوع ها والهه ها نبوده ونيستند، لذا در ازبين بردن ومرگ اين الهه ها هم افراد انساني عاجز و ناتوانند.همه موجودات ، حتي جانوران كوچك هم توانايي وقابليت دريافت روح سيال را دارند وپس از كسب روح سرگردان وانسجام اين ارواح دراجسام خاص ، آنها هم مي توانند از خاصيت رب النوعي والهه اي برخوردار شوند.درختان ، گياهان ، رودخانه ها ، كوهها و غيره درك چنين توانايي را دارند.
واقعيت اين است كه اغلب براي فهم اينكه چگونه اين ارواح سيال وسرگردان ، اين خاصيت را پيدا مي كنند كه در اشياء خاصي متمركز شوند ويا روندي كه اين فعل وانفعالات صورت مي گيرد، چگونه است ويا اينكه چگونه بعضي الهه ها ورب النوع ها از نظر درجه عبوديت واطاعت از امتيازات مختلف برخوردار مي شوند ، كار بسيار مشكلي خواهد بود.

در پاسخ به اين اشكال ، بعضي ها پاسخ مي دهند:حقيقت اين است كه ارواح همه انسانها يكسان نيستند، چنانكه ارواح پادشاهان و بزرگان قطعاً با ارواح آدمهاي عادي وبردگان تفاوت فاحشي دارد ومي توان اينگونه برداشت نمود كه ارواح انسانهاي بزرگ وپادشاهان وقتي كه در اجسامي حلول كرده و متمركز شوند قطعاً الهه ورب النوعي كه بوجود خواند آورد ، ازنظر تقديس وتكريم ، جايگاهي والاتر و بالاتر از جايگاه الهه اي كه از روح آدمهاي عادي وبردگان تشكيل شده اند، برخوردارند وهمچنين ، ارواح جانوران وگياهان از نظر مرتبه ودرجه در پايين ترين حد واندازه خود قرار دارد و به همين جهت است كه بعضي حيوانات در قبايل سمبل قدرت محسوب مي شوند .مثل فيل ها ، انواع گوزنها جنگلي آفريقايي ، اسب هاي اصيل وبزهاي كوهي كه اين جانوران درميان ديگر جانداران از قدرت روحي برتري برخوردارند و درميان مردم آفريقا اين حيوانات مظهر قدرت به حساب مي آيند.

سئوالي كه دراينجا مطرح مي شود اين است كه عموماً اصل وريشه اين الهه ها از كجاست؟ يكي از بهترين پاسخ هايي كه دراين رابطه ارائه مي شود اين است كه اين الهه ها ورب النوع ها اصالت شان به خداي قادر متعال بر مي گردد وآن خالق عظيم الشأن اين رب النوع ها را آفريد تا آنها واسطه عبوديت واطاعت ورابطه ميان خداي بزرگ و وانسانها باشند .اين پاسخ ريشه تاريخي بسياري از رب النوع ها مي باشد .اگرچه ممكن است كساني باشند كه ريشه ها واصل اين الهه ها ورب النوع ها را درحوادث طبيعي ونياز انسانها توجيه كنند.چنانكه « هوگو هوبر»[18] درنتيجه تحقيقاتي كه انجام داده است به اين نتيجه رسيده وچنين بيان مي دارد:

« جادوگر رئيس مذهبي قبيله «كوروبو» اولين كسي بود كه به خواص داروئي وتأثيرات درماني گياهي بنام « ليانا» [19]كه شيره آن در درمان بسياري از بيماريها معجزه مي كرد ، پي برده و اين گياه را به عنوان سمبل قدرت ومظهر تأثير گذاري وتضمين كننده حيات معرفي نمود وازآنجا بود كه كساني كه از بيماري رنج مي برده وبعداً با مصرف آن شفا پيدا كرده لذا براي اين جادوگر كه راز اين گياه را
مي دانسته وبه آنها گفته و آن گياه كه اثر معجزه آسائي داشته ، ارزش واهميت خاصي قائل شدند، چندانكه اين گياهان را به خانه هاي خود برده و براي آنها حرمت واحترام خاصي قائل شدند وازآنزمان به بعد اين توجهات اندك ومحدود، رفته رفته بيشتر شده تا آنجا كه بصورت بت پرستي و الهه پرتي جلوه گري كرد.

اين فرضيه ، عكس العمل زيادي را با خود همراه داشته ، چندان كه ، بعضي ها چنين اشكال مي كنند كه اين توجه به درختان وگياهان ممكن است به جهت تأثيرات مثبتي باشد كه مستقيماً از شيره اين گياهان براي درمان بسياري از امراض درآن زمان بكار گرفته مي شد .ولي اين فرضيه در بيان اصل ، ريشه وماهيت خدايان غير گياهي ، مثل خداي طوفان ، رودخانه ، باد ، صخره وكوه ها ناتوان بوده وغير قابل توجيه مي باشد .

[4] - يكي از استانهاي مهم كشور غنا مي باشد
[19] - Liana – گياهان بالا رونده جنگل هاي استوايي كه در زمين ريشه مي دوانند.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز می باشد.با تشکر.مهرنیا
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
آفریقا/کشور غنا/ادیان بومی/فرهنگ / سید کاظم مهرنیا
_______________________________________________
ایمیل های شخصی نگارنده:

